Enter keywords to search

Search form

هک شدن سایتی که شعار می‌داد زندگی کوتاه است، خیانت کن

شنبه, مرداد 31, 1394 Saturday, August 22, 2015

هک شدن یک سایت مشهور دوست‌یابی که مخصوص ارتباط میان افراد متاهل بود و افشای اطلاعات کاربرانش این روزها به بحث داغ فضای مجازی تبدیل شده است. 

اشلی مدیسن یک وبسایت دوست‌یابی کانادایی است که در بیش از چهل کشور جهان، نزدیک به چهل میلیون کاربر دارد. این وبسایت  در سال ۲۰۰۱ تاسیس شده و تنها در سال ۲۰۱۵ بیش از ۱۲۰ میلیون بازدیدکننده ماهانه داشته است. شعار این وبسایت این است: «زندگی کوتاه است. خیانت کن!»

اشلی مدیسن فقط یک سایت دوست‌یابی ساده نیست بلکه سایتی برای یافتن رابطه‌های خارج از چهارچوب ازدواج برای افراد متاهل است.

در ابتدای تابستان امسال یک گروه از هکرهای کامپیوتری، اعلام کردند که به اطلاعات بیش از سی میلیون کاربر این سایت دست پیدا کرده‌اند و اگر این وبسایت کارش را تعطیل نکند و وبسایت را نبندد، آنها این اطلاعات را در دسترس عموم قرار خواهند داد. مسئولین سایت، اعلام کردند که ادعای هکرها درست است، اما آنها قصد ندارند که سایت را تعطیل کنند.

وقتی فرصت دو ماهه‌ای که هکرها به این سایت داده بودند، تمام شد، آنها طبق قولشان این اطلاعات را که شامل نام، ایمیل، آدرس محل سکونت، تلفن، شماره کارت اعتباری میلیون‌ها کاربر بود را منتشر کردند. این اطلاعات شامل برخی از فانتزی‌های جنسی این کاربران و آنچه که آنها در این سایت به دنبالش بودند هم هست.

بیش از نود درصد این کاربران را مردان تشکیل می‌دهند. هکرها اعلام کرده‌اند که بسیاری از شناسه‌های کاربری زنان در این سایت، جعلی و فقط برای جلب مردان درست شده است.

آیا هکرها کارشان اخلاقی بوده است؟

با آنکه سه روز بیشتر از انتشار این اطلاعات نگذشته است، اما بحث‌های زیادی در اینترنت در خصوص آن درگرفته است. وکلای طلاق می‌گویند که به همین زودی مراجعه کنندگانی داشته‌اند که خواستار جدایی از همسران «خیانتکارشان» هستند و از طرفی برخی از افراد قصد اخاذی از کاربرانی را دارند که نامشان را در این فهرست یافته‌اند.

بحث‌های زیادی هم در شبکه‌های اجتماعی در مورد درست یا نادرست بودن کار این هکرها در جریان است.

مخالفان می‌گویند که اینها اطلاعات خصوصی افراد است و صرفنظر از اخلاقی بودن یا نبودن کارشان در خصوص خیانت به همسرشان، حق آنهاست که حریم خصوصی‌شان محفوظ بماند. اشلی مدیسن صحت و سقم ایمیل‌های افراد را بررسی نمی‌کرد و این نکته باعث می‌شد که از هر ایمیلی بشود برای ثبت نام در این سایت استفاده کرد. بنابراین ایمیل‌هایی ممکن است در این لیست باشد که واقعا صاحبانشان افراد خیانتکاری نبوده باشند.

انتشار نام و آدرس و شماره کارت اعتباری امکان سو استفاده مالی را به دیگران می‌دهد. از طرفی ممکن است کسی در این سایت ثبت نام کرده باشد، اما هرگز از خدمات آن استفاده نکرده باشد و حالا برای ابد نام «خیانتکار» بر پیشانی‌اش باقی می‌ماند.

افرادی هم هستند که می‌گویند خیلی ها امکان ترک رابطه‌هایشان یا اتمام ازدواجشان را ندارند و بنابر دلایل گوناگون ترجیح می‌دهند ازدواجشان دست نخورده باقی بماند. آنها همسران و بچه‌هایشان را دوست دارند ولی از طرفی به دنبال ماجراجویی بی‌خطر در زندگی هستند. اینها لزوما افراد بدی نیستند و استحقاق این تنبیه و شرمساری همگانی در اینترنت را ندارند.

«فرض کنید که شما ده سال ازدواج کرده‌اید. یک بچه مریض دارید و همسر مهربان شما در خانه مانده است تا از بچه مراقبت کند. دیگر هیچ علاقه‌ای به ارتباط جنسی با همسرتان هم ندارید. اما او را دوست دارید و دلتان نمی‌خواهد بچه‌تان را هم ترک کنید. قدر مهربانی او را هم می‌دانید، اما دلتان رابطه جنسی می‌خواهد. چطور می‌شود هم این زندگی را خراب نکرد و هم شما کمی آرام شوید؟ هیچ چیز در خصوص این جریان غیر اخلاقی نیست.»

کاربری در توییتر می‌گوید که ممکن است فردی همجنسگرا باشد اما به علت فشارهای فرهنگی و خانوادگی هرگز نتواند با همجنس خودش رابطه برقرار کند. شاید اشلی مدیسن تنها راه او باشد که بتواند خود واقعی‌اش را امتحان کند.

«چه اشکالی دارد که کمی به زندگی حوصله‌سر بر متاهل‌ها هیجان اضافه شود؟ هیچ چیز تغییر نمی‌کند. فقط حال همه بهتر می‌شود.»

اما افراد زیادی هم به تشویق تیم هکرها پرداخته اند و گفته‌اند که این خیانتکاران استحقاق هرگونه شرمساری جمعی یا ضررهای مالی را دارند.

«شما باید یک چیزی بین ۲۰ تا ۱۶۵ دلار به این سایت پول بدهی که بتوانی عضوش بشوی و پیغام‌هایی را که دریافت می‌کنی بخوانی. می‌توانی این پول را صرف بیرون رفتن با همسرت کنی و در خصوص مسائل و مشکلاتتان حرف بزنید.»

کاربر دیگری می‌گوید:

«کاربران اشلی مدیسن مستحق هیچ دلسوزی نیستند. آنها باید تاوان کار غیر اخلاقی را که کردند پس بدهند.»

«خیانت خیانت است. حتی اگر فقط با زن دیگری حرف بزنی و همسر خودت خبر نداشته باشد. لازم نیست که حتما با کسی بخوابی که خیانت کرده باشی. وقتی پیش همسرت هستی و فکرت پیش کس دیگری است، این خودش خیانت است.»

«وبسایت اشلی مدیسن میلیون‌ها دلار از جیب این خیانتکاران درآمد دارد. وقتش بود که دیگر آبرویشان برود.»

و در نهایت کاربر دیگری می‌نویسد: «اگر نتوانی با همسرت در خصوص مشکلاتتان یا آرزوهایت یا آنچه که می‌خواهی حرف بزنی، آن قولی که زمان عقد به هم داده‌اید دیگر تمام شده است. باید با این واقعیت کنار بیایید. هر چیز تاوانی دارد.»
 

تجربه روانشناس، پرونده یک خشونت عاطفی دردناک

سه شنبه, تير 23, 1394 Tuesday, July 14, 2015
Corbis

شرح حال بیمار

مریم، بیست و هفت ساله، برای رهایی از دل‌دردهای شدیدی که ۹ سال است از آن رنج می‌برد به مطب روانشناس مراجعه می‌کند. پیش از مراجعه به روانشناس، انواع آزمایش‌ها و تصویر برداری‌های تشخیصی برای یافتن علت دل‌دردهای مریم توسط متخصصان پزشکی انجام شده و هیچ علت جسمی‌ای که بتواند دردهای مداوم او را توضیح دهد به دست نیامده است.

۹ سال پیش، زمانی که مریم هجده ساله بود، پدرش او را به ازدواج یکی از کارکنان کارخانه‌اش درآورد. در سالی که به گفته مریم بیشتر دختران جوان خانواده پدری از طرف والدین‌شان وادار به ازدواج شدند.

پس ازاینکه یکی از دخترانِ خانواده پدری بدون رضایت خانواده با یکی از همکاران خود دوست شده و با او ازدواج کرده بود، ترسی در خانواده سنتی و متمول‌شان افتاده بود تا دختران‌شان را هرچه زودتر شوهر دهند و جلوی ازدواج‌هایِ «خودسرانه» آنها را بگیرند.

پدرِ مریم با تکیه به این جمله که «خواستگاری کردن به جا آوردن سنت پیامبر است» به خواستگاری یکی از کارکنان خود (محمد علی) رفته و به او پیشنهاد داده بود تا با دخترش ازدواج کند. مریم در دوران عقد متوجه می‌شود محمدعلی قصد ازدواج با دوست دخترش را داشته است ولی زمانی‌که پیشنهاد پدر مریم را با خانواده‌اش در میان می‌گذارد، خانواده‌اش او را به این ازدواج تشویق می‌کنند و می‌گویند «ازدواج با دوست دخترت تو را به هیچ جایی نخواهد رساند اما اگر با مریم ازدواج کنی وقتی پدرش سرش را زمین بگذارد تو روی گنج خواهی خوابید.»

از اولین ماه‌های ازدواج مریم و محمدعلی، بدبینی‌های محمدعلی شروع می‌شود به طوری که یک روز که مریم در خانه نبوده در تمام گوشه و کنار خانه، دوربین مخفی می‌گذارد تا وقتی مریم در خانه تنهاست بتواند رفتار او و یا حرف‌هایش را با دوستان و خانواده، چه تلفنی و چه حضوری، کنترل کند. بعد از ازدواج، محمدعلی از مریم می‌خواهد تا هنگام رابطه جنسی برایش داستانی خیالی تعریف کند.

مریم از انجام خواسته او سرباز می‌زند و به او می‌گوید نمی‌تواند درباره کاری که نکرده و نخواهد کرد داستان‌سرایی کند. اما محمدعلی دست از اصرار بر نمی‌دارد و همخوابی با مریم را مشروط به گفتن داستان تخیلی می‌کند.

او به مریم پیشنهاد می‌دهد که من داستان را می‌گویم و تو تکرار کن. بعد از چند ماه تهدید و درگیری، مریم به خواسته محمدعلی تن داده و هرچه را محمدعلی تعریف می‌کند، تکرار می‌کند. محمدعلی که همه حرف‌ها را ضبط می‌کرده، فایل صداهای مریم را به عنوان سندی بر هرزگی او برای پدر همسرش پخش می‌کند و به او می‌گوید «دختر تو هرزه بوده و به این دلیل از من برای دخترت خواستگاری کرده‌ای» و او را تهدید می‌کند که فایل‌های صوتی را عمومی می‌کند و آبرویش را می‌برد. 

پدر مریم بدون اینکه موضوع را با دخترش در میان بگذارد به خانه‌اش رفته و او را به شدت کتک می‌زند طوری که در بیمارستان بستری می‌شود.

پدرِ مریم تا مدت‌ها با او صحبت نمی‌کرده و حتی به پیام‌های مریم که از طریق مادرش به او داده می‌شده پاسخی نمی‌داده است.

مریم و محمدعلی یک فرزند دارند. محمدعلی در تمام این ۹ سال به مریم بدبین بوده است و تمام جزییات زندگی شخصی مریم را کنترل می‌کرده است. دل دردهای مریم از همان سالِ اول ازدواج شروع شده و در تمام سال‌هایِ گذشته رو به وخامت گذاشته است.

طلاق در خانواده سنتی و مذهبی مریم، ننگ به حساب می‌آید و علاوه بر آن محمدعلی تهدید کرده اگر مریم بخواهد طلاق بگیرد، فرزندشان را از او خواهد گرفت.

همچنین مریم استقلال مالی و شغلی ندارد چون محمدعلی در تمام دوران ازدواج به بهانه‌های مختلف از جمله رسیدگی به خانه و فرزند و ... مانع کار کردن او شده است. با وجود توصیه یک روانپزشک به مریم برای جدا شدن از همسرش، به دلایل ذکر شده مریم از همسرش طلاق نگرفته است.

وقتی دردهای روان به تن می‌زنند

جسمانی‌سازی به اختلالی گفته می‌شود که بیمار علایم جسمی (مانند سردرد، دردهای دستگاه گوارش، کمر درد، درد مفاصل ...) را در غیابِ توضیحِ پزشکی بروز می‌دهد و شدت علایم و شکایات به حدی است که منجر به افتِ عملکردِ عادی فرد شده و در زندگی روزمره‌اش ایجادِ اختلال می‌کند.

گرچه جسمانی‌سازی اختلالِ بسیار شایعی است، اما همچنان یکی از پیچیده‌ترین پدیده‌هایی است که کارکنانِ خدمات سلامت با آن مواجه می‌شوند.

دلایل اختلال جسمانی سازی، جسمی نبوده و ریشه در ذهن و فرهنگِ فرد دارد. تاریخِ این اختلال به هیستریا برمی‌گردد که چهارهزار سال پیش توسط مصریان شرح داده شده است. معمول‌ترین موارد شامل گزارشِ درد است آن هم در شرایطی که خبری از جراحت و آسیب جسمی در کار نیست.  

عواملِ مختلفی در ایجادِ اختلال جسمانی دخیل هستند که استرس یکی از مهم‌ترین آنهاست. شیوع این اختلال در بیمارانِ دارای اختلالات اضطرابی و افسردگی به طور چشمگیری بالا است. گرچه این اختلال در همه فرهنگ‌ها پیدا می‌شود، اما هرچه انگِ اختلالات روانی در یک جامعه‌ بالاتر باشد، تعداد افرادی که رنج روانی خود را با شکایاتِ جسمانی بروز می‌دهند بیشتر هستند. یکی دیگر از مواردی که همایندی بالایی با اختلالِ جسمانی‌سازی دارد تاریخچه سوء استفاده جسمی، جنسی، و عاطفی و آسیب روانی است.

مطالعات نشان داده‌اند افرادی که در کودکی و یا بزرگسالی مورد تنبیه جسمی، تعرض جنسی، و آسیب‌های روانی قرار گرفته‌اند نسبت به کسانی که که گزارشی از چنین آسیب‌هایی نداده‌اند با احتمالِ بالاتری از علایمِ جسمانی در غیابِ توضیح پزشکی رنج می‌برند.

تشخیص روان‌پزشک

برای مریم اختلال افسردگی تشخیص داده نشده است اما به همراه اختلال جسمانی سازی، اختلال اضطراب هم در او تشخیص داده می‌شود.

از آنجاکه اختلالِ جسمانی‌سازی او (دل‌دردهای شدید و ممتد بدون وجود هیچ توضیح پزشکی) همراه با تاریخچه خشونت فیزیکی (توسط پدر) و ادامه‌دار بودن خشونت عاطفی و جنسی (توسط همسر) است، و درحالی‌که (در حال حاضر) امکان ترکِ همسر و تغییرِ مکان زندگی برایش امکان‌پذیر نیست، در فرایند درمان، درمانگر باید تصمیم بگیرد که هدفِ اولیه درمان را روی کدام بخش بگذارد:

رابطه‌درمانی (که نیازمند حضور و مشارکت فعال همسر مریم خواهد بود.)

درمانِ آسیبِ روانی ناشی از خشونت فیزیکی و جنسی و عاطفی

اختلال‌های اضطرابی

اختلال جسمانی‌سازی

برای این منظور یکی از روش‌هایی که پیشنهاد می‌شود این است که یک ارزیابی جامع روانی که تاریخچه پزشکی فرد را هم شامل می‌شود صورت گیرد و در جمع بندیِ ارزیابی، از مریم پرسیده شود که کدام علایم بیشتر از همه برایش استرسزاست و از همه بیشتر به زندگی روزمره‌اش لطمه وارد کرده است.

پاسخ مریم به این سوال تعیین کننده تمرکزِ درمان خواهد بود. این به معنی نادیده گرفتن سایر اهدافِ درمانی نخواهد بود بلکه به معنی اولویت‌بندی در فرایندِ درمان است.

با درنظر گرفتن یک اصلِ ثابت که آن اصل کمک به توانمندکردن مریم برای ایستادن مقابل خشونت خواهد بود، درمان می‌تواند دامنه بسیار وسیعی داشته باشد، از رواندرمانی شناختی‌-رفتاری گرفته تا روان‌تحلیلگری.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

*این ماجرا واقعی است اما برای حفظ حریم شخصی بیمار اسامی در این متن مستعارند.