Enter keywords to search

Search form

راه حل مالزیایی‌ها برای ازدواج جوان‌ها؛ "قرار حلال سریع"

سه شنبه, مهر 14, 1394 Tuesday, October 06, 2015

در مالزی یک موسسه راهی برای آشنایی سریع جوان‌های مسلمان ابداع کرده است که بنیان گذارش به آن "قرار حلال سریع" می‌گوید. 

Halal speed dating facebook page

یکی از مسائل جوامع مسلمان مسئله آشنایی و ارتباط دختران و پسران پیش از ازدواج است.

از طرفی محدودیت‌های مذهبی اجازه نمی‌دهد که آنها پیش از ازدواج با هم آشنا شوند و از طرف دیگر تغییر ساختار سنتی جامعه و مدرن شدن آن ایجاب می‌کند که نهادهای مسئول راه‌های جایگزینی در جامعه برای این ارتباط پیدا کنند.

در ایران به تازگی سایت همسان‌گزینی برای آشنا کردن دخترها و پسرها به راه افتاده است.

در جوامع غیرمسلمان سال‌هاست سایت‌های "آنلاین دیتینگ" یا قرار و مدار آنلاین به راه افتاده است. افرادی که در سن قانونی هستند با ثبت نام در این سایت‌ها خودشان به دنبال شریک زندگی یا شریک جنسی می‌گردند.

راه حل دیگری که سال‌هاست در جهان رایج است "speed dating" یا قرار و مدار سریع است.

در این جلسات که گروهی زن و مرد در آن شرکت می‌کنند هر کدام از افراد فرصت محدودی برای معرفی خودشان به نفر مقابل و دیدن همدیگر دارند.

در این شیوه هر بار یک نفر ممکن است با ده‌ها نفر آشنا شود و امکان انتخاب سریع‌تری هم از میان آنها دارد.  

این شیوه‌ای است که اخیرا در کشور مسلمان‌نشین مالزی هم اجرا می‌شود اما تفاوتش با نمونه‌های غربی این است که این بار این قرار و مدارها با اطلاع والدین و نظارت آنها انجام می‌شود.

نیویورک تایمز اخیرا گزارشی درباره این جلسات منتشر کرده است و اسم این شیوه قرار و مدار را "قرار حلال سریع" گذاشته است.

این روزنامه گزارشش را با نورنادیل شروع کرده است، دختر ۲۴ ساله‌ای که روسری‌اش همه موهایش را پوشانده، لباس بلندی پوشیده، در حالی که مرد روبرویش خودش را معرفی می‌کند. با دقت از حرف‌هایش یادداشت برمی‌دارد.

هر دو در "قرار حلال سریع" هستند برنامه‌ای که در کوالالامپور برای کمک به مسلمانان مالزیایی در پیدا کردن شریک زندگی در جامعه‌ای که عمدتا عشق و عاشقی را خوش ندارد و اغلب ازدواج‌ها با خواستگاری سنتی انجام می‌شوند.

 

حلال بودن این شیوه به این معنا است که بر اساس شریعت اسلام مجاز است. زنانی که در قرار حلال حضور پیدا می‌کنند باید ولی یا یک نفر بزرگ‌ترشان آنها را همراهی کند تا زمانی که ازدواج سر بگیرد.

نورنادیل به نیویورک تایمز می‌گوید پدر و مادرم بهترین افرادی هستند که می‌توانند مرا راهنمایی کنند برای همین من آنها را همراه خودم آورده‌ام.  

او می‌گوید: "من دنبال کسی هستم که مرا همان طور که هستم بخواهد."

مالزی عمدتا جامعه میانه‌رویی است که در آن اسلام مذهب رسمی است و دو سوم جمعیت ۳۰ میلیونی نفری این کشور را اقوام مسلمان مالزیایی تشکیل می‌دهد.

بسیاری از جوانان مالزیایی مثل جوان‌های هر جای دیگری همدیگر را بیرون می‌بینند و پیدا می‌کنند از جمله در اپلیکیشن‌هایی مثل تیندر یا فیسبوک اما قرار گذاشتن برای جوانان مسلمان، جایی که جامعه تماسی و نزدیکی قبل از ازدواج به شدت منع کرده است، پیچیده‌ است.

بنیان گذار "قرار حلال سریع" می‌گوید بیشتر مشتری‌هایش با این امید می‌آیند که همسر پیدا کنند. هر مشتری نهایتا تا سه نفر را می‌تواند انتخاب کند که به عنوان همسر بالقوه با آنها دیدار کند و در یک زمان فقط با یکی از آنها می‌تواند گفت و گو کند.

زوری یحیی ۳۴ ساله و نورحیات اسماعیل ۴۱ ساله که بنیان گذار شیوه "قرار حلال سریع" هستند می‌گویند کارشان نقطه مقابل تیندر است. اپلیکیشنی که اعتبارش را از برقرار کردن ارتباط آزاد و راحت افراد به دست آورده است.

در این اپلیکیشن افرادی که در سن قانونی هستند برای ارتباط کوتاه و بیشتر به قصد رابطه جنسی با هم آشنا می‌شوند.

به گفته آنها اما در "قرار حلال سریع" جای معاشرت و آشنایی معمول و آزاد، "دیدار تحت نظارت و با قصد ازدواج صورت می‌گیرد. "

آنها می‌گویند ساز و کار سیستم آنها به گونه‌ای است از بیماری‌های اجتماعی مثل رابطه جنسی پیش از ازدواج، روسپیگری که به گمان آنها با این اپلیکیشن‌ها رایج می‌شود دوری می‌کنند.

نورحیات می‌گوید فقط مسلمان‌ها نیستند که به این شیوه علاقه‌مند هستند. "می‌توانم بگویم همه مردم دنبال چیزهای تازه هستند."

 

بنیان‌گذار این شیوه تا حالا دو برابر برنامه قرار حلال را در کوالالامپور برگزار کرده است. در جلسه اول که در ماه ژوئن (اردیبهشت ماه) برگزار شد ۸۰ نفر دختر و پسر امیدوار شرکت کرده بودند و در جلسه دوم هم ۶۰ نفر حاضر شده بودند.

حدود ۲۳۰۰ نفر برای حضور در چنین جلساتی ثبت‌نام کرده‌اند که بیشتر آنها ۲۵ تا ۳۵ ساله هستند.

محمد فائوزان ۲۶ ساله است و کسب و کار خانوادگی‌شان را در کوالالامپور اداره می‌کند یکی از این جوان‌هاست که امیدوار است عشق زندگی‌اش را از این طریق پیدا کند.

او می‌گوید: "من مدت‌ها از طریق اینترنت با کسانی آشنا می‌شدم و بدون شناخت اولیه با آنها قرار می‌گذاشتم اما در مذهب ما بهتر است کارها را از طریق حلال انجام دهید. بهتر است اول اجازه پدر و مادرها را بگیریم اما به هر حال من انتخاب‌هایم را محدود نگه نداشته‌ام."

 

قیمت‌هایی که پای عروس و دامادها را سست می‌کنند


چهارشنبه, شهريور 04, 1394 Wednesday, August 26, 2015

در یکی از صورت‌جهیزیه‌هایی که از سال ۱۳۵۵ قمری مانده فهرست بلندبالایی از وسایل و لوازمی می‌بینیم که این روزها دیگر حرف زدن از آنها شوخی است. یک دست رختخواب، ناز بالشت، تاس کوچک و بزرگ حمام، مشربه، آینه، سماور، استکان، مجمعه، بشقاب، قلیان، چراغ دستی و …

برای شروع زندگی یک سقف و دو تا دل عاشق کافی نیست، باید زیر این سقف کلی اسباب و اثاثیه هم چید.

Mehr news Agency

بازار لوازم خانگی یا آن چه که به «بازار جهیزیه» معروف است بازار بزرگی است که از یخچال و فریزر شروع می‌شود و به قاشق چای‌خوری و مگس‌کش و پادری ختم می‌شود.

هفت تکه بزرگ

یخچال، اجاق گاز، لباسشویی، فرش و وسایلی از این دست بخش بزرگ تدارکات زندگی مشترک هستند. بسته به این که وضع مالی خانواده دو طرف چطور باشد هزینه تهیه این وسایل متفاوت است.

اگر قرار باشد دو نفر با حداقل‌های موجود در بازار به خانه بخت بروند بر اساس برآورد ما از بازار لوازم خانگی برای تهیه این هفت قلم اصلی دست‌کم ۴ میلیون تومان نیاز خواهند داشت. برندهایی که در این بخش قیمت آن محاسبه شده، برندهایی با کیفیت پایین و با کاربری محدود هستند. اما معمولا خانواده‌ها موقع خرید جهیزیه که به میان می‌آید پای آبرو را به میان می‌آورند و خب این کار را سخت می‌کند بنابراین معتقدند باید برندی خرید که بشود با اسم بردن از آن جلوی در و همسایه رو سفید از آب درآمد.

اگر خانواده طرفین وضع مالی متوسطی داشته باشند و بخواهند از برندهای موجود در بازار کیفیت و قیمت را با هم هماهنگ کنند دست‌کم باید ۲۴ میلیون تومان برای خرید فقط همین هفت تکه هزینه کنند. لوازمی که در این فهرست آمده‌اند، محصول شرکت‌هایی هستند که در ایران مونتاژ می‌شوند ولی قطعات‌شان ایتالیایی، کره‌ای یا چینی است. به علاوه یک فرش دستباف ایرانی با قیمت متوسط هم در این فهرست وجود دارد.

ردیف سوم، فهرست خرید هفت قلم اصلی لوازم خانگی برای کسانی است که به اصطلاح دست‌شان به دهن‌شان می‌رسد و می‌توانند بهترین‌های بازار را انتخاب کنند. این افراد برای خرید این هفت قلم اصلی فهرست جهیزیه باید دست‌کم ۶۸ میلیون تومان هزینه کنند. به جز فرش ایرانی باقی موارد این فهرست کالاهای تولید شرکت‌های معتبر و معروف لوازم خانگی‌اند. در بازار برای این مشتری‌ها مثلا تلویزیون ال‌ای‌دی ۸۴ اینچی و ۱۰۳ اینچی هم وجود دارد که بالای هشتاد میلیون تومان قیمت دارند.

خرده‌ریزهای گران‌قیمت

واقعیت این است که دو نفری که به خانه بخت می‌روند برای زندگی فقط به این هفت قلم نیاز ندارند و صدها تکه کوچک و بزرگ دیگر برای شروع زندگی لازم است. قوری و کتری، قابلمه، قاشق و چنگال، اتو، بشقاب و کاسه و وسایلی از این قبیل روی هم رفته هزینه زیادی را به خانواده‌ها تحمیل می‌کنند. در اینجا هم فاصله طبقاتی به چشم می‌خورد. بعضی‌ها مثلا کتری و قوری معمولی می‌خرند و بعضی دیگر کتری و قوری برقی و چای‌ساز و قهوه‌ساز.

برآورد ما بر اساس قیمت این بخش از کالاها در بازار تهران این است که برای این بخش از وسایل خانه بین دو تا هشت میلیون تومان باید هزینه کرد.

لوازم خاص برای خانواده‌های خاص

فهرست جهیزیه می‌تواند بی‌پایان باشد. بسته به ذائقه خانواده‌ها می‌توان وسایلی که به نظر خیلی‌ها ممکن است غیرضروری برسد اما خانواده‌های خاص آنها را ضروری بدانند در این فهرست گنجاند. وسایلی مثل اسپرسوساز، هواپز، نان‌پز، پاپ‌ کورن ساز، بخارشو و سرامیک شو و … هم می‌توانند در فهرست جهیزیه‌های خاص قرار بگیرند.

برای رفتن زیر یک سقف خرید وسایل اولیه زندگی لازم است اما گشت و گذار در بازارهایی مثل سه راه امین حضور که بورس لوازم خانگی تهران است ممکن است هر زوجی را از آغاز زندگی مشترک پشیمان کند.

«خواستگاران دلشکسته» قاتل می‌شوند

چهارشنبه, مرداد 21, 1394 Wednesday, August 12, 2015
RelaXimages/Corbis

دلهره و بی‌تابی، تکرار مدام این جمله در سر که "منو می‌خواد یا نمی‌خواد؟"، آرزوی زندگی دائم در کنار کسی که دوستش داریم، همه اینها باعث می‌شود آدم‌ها گاهی با دست و پای گم شده و زبان به لکنت افتاده به سراغ کسی بروند که دوستش دارند و از او خواستگاری کنند.

اما "کی می‌دونه چی پیش میاد" بعضی خواستگاری‌ها به ازدواج ختم می‌شود، بعضی خواستگاری‌ها به دلخوری و قهر و گزارش‌ها می‌گویند حتی چند تایی هم به قتل ختم می‌شوند.

جوانی که همه اعتماد به نفس و عشق و آرزوی جوانی‌اش را جمع می‌کند و برای پیشنهاد ازدواج سراغ کسی می‌رود معمولا شانس قبولی خود را در این آزمون بیش از پنجاه درصد می‌بیند و شنیدن جواب "نه" برایش شکست بزرگی است.

اما بعضی آدم‌ها بعد از هر شکست بلند می‌شوند، خودشان را مرتب می‌کنند و به راه‌شان ادامه می‌دهند، بعضی‌ها در افسردگی ناشی از شکست غرق می‌شوند و بعضی دیگر شکست را نمی‌پذیرند و با خط زدن صورت مسئله، شکست خودشان را پشت یک فاجعه بزرگ‌تر پنهان می‌کنند.

اینها خواستگارانی هستند که دست به اقدام خشونت‌آمیز می‌زنند.

 «خواستگاران سرخورده»

به تازگی خبرآنلاین نتایج یک بررسی را منتشر کرده که نشان می‌دهد «خواستگاران سرخورده» بخش قابل توجهی از پرونده‌های قتل را در ایران به خود اختصاص داده‌اند.

بنا بر این گزارش در چهار ماه اول سال ۹۴ یعنی از اول فروردین تا پایان تیرماه، ۸۰ گزارش قتل در دو وب‌سایت خبرگزاری مهر و خبرآنلاین منتشر شده که ۱۰ درصد این قتل‌ها کار خواستگاران سرخورده بوده است.

این گزارش می‌گوید از ۸۰ عنوان خبری که درباره قتل‌های صورت گرفته در این مدت زمان، منتشر شده، ۸ فقره از آنها، پس از شنیدن جواب منفی به خواستگاری به دست خواستگار انجام شده است.

بر اساس این گزارش «خواستگاران سمج یا خواستگاران بی‌طاقت» عمدتا با سلاح گرم به دنبال انتقام‌جویی بوده‌اند و در مواردی هم با سلاح‌های سرد، مثل چاقو دست به قتل زده‌اند.

در یکی از این پرونده‌ها در شهرضا در استان اصفهان، جوانی پس از پاسخ منفی خانواده‌ دختر دایی به خواستگاری‌اش، دایی و زن‌دایی خود را به دلیل دادن جواب منفی به قتل رسانده‌است.

قتل بعدی در فشم در شمال تهران اتفاق افتاد. در این پرونده پای یک خواستگار جوان در میان نیست و این گزارش می‌گوید پس از این‌که یک مرد ۵۶ ساله از یک دختر جوان خواستگاری کرد و جواب رد شنید، دختر را کشته و جسد او را دفن کرده است.

در پرونده سوم و در ماجرایی که در خراسان جنوبی اتفاق افتاد، یک خواستگار، پس از شنیدن جواب منفی به خانه دختر مورد علاقه‌اش حمله کرد و پدر او را کشت.

چهارمین قتل در یکی از روستاهای لارستان در استان فارس رخ داد و وقتی پسر ۱۹ ساله از دختر مورد علاقه‌اش جواب منفی شنید به دختر حمله کرد و او را به ضرب گلوله کشت.

در شهرستان گچساران در استان کهگیلویه و بویراحمد هم یک خواستگار پس از گرفتن جواب منفی، دختر مورد علاقه خود و خواهرش را به ضرب گلوله کشت.

این گزارش می‌گوید در سه پرونده دیگر قتل که رد پای خواستگاران سمج در آن به چشم می‌خورد، ماجرا نه یک رابطه عاشقانه معمولی و خواستگاری که روابط مثلثی عشقی و روابط نامتعارف بوده است.

 در ۸۰ پرونده بررسی شده و در فاصله چهار ماه اول سال ۹۴ دستکم ۹۳ نفر به قتل رسیده‌اند.

در این فهرست ۳۳ مقتول زن به چشم می‌خورد که  به یکی از روش‌های خفه‌شدن، ضرب گلوله، ضربه جسم سخت به سر به قتل رسیده‌اند. دو نفر از این مقتولان یک دختر بچه سه ساله و یک نوزاد پنج ماهه بوده‌اند.

۵۸ مقتول دیگر مذکر بوده‌اند و دو نفر از آنها پسربچه‌های دو و هشت ساله‌ اند.

قتل‌های خانوادگی

از ۸۰ پرونده قتل، چهار مورد، پرونده همسرکشی بوده است. در یک مورد زنی، شوهرش را به خاطر سوظن کشته و در سه مورد دیگر سه مرد، همسران خود را به قتل رسانده‌اند.

همسرکشی تنها شیوه قتل‌ خانوادگی نیست و در دو مورد قاتلان، خواهر خود را کشته‌اند.

در این فهرست، گزارش‌های دیگری از قتل به دست دیگر اعضای خانواده هم به چشم می‌خورد.

تعداد قابل توجه پرونده‌هایی که در آن‌ها مقتول یکی از اعضای خانواده یا بستگان است نشان می‌دهد، محیط خانه آن‌قدر که تصور می‌شود امن نیست و خشونت‌های خانگی در بسیاری موارد اگر نگوییم از خشونت‌های خیابانی بیشتر است، کمتر هم نیست.

اگر جواب رد شنیدیم چه کنیم؟

زندگی طوری است که به ناچار گاهی آدم‌ها جواب رد می‌شنوند. خب حالا در مقابل شنیدن این پاسخ دردناک چه کنیم؟ 

هرگز نپرسید چرا؟

معمولا بعد از شنیدن جواب منفی که اصلا انتظارش را نداریم از خودمان می پرسیم چرا؟ چرا باید درخواست من رد شود؟ اما بهتر است این سوال را نپرسید. اول این که مطرح کردن این سوال شما را آدم ضعیف و محتاجی جلوه می دهد. دوم اینکه گرفتن جواب این «چرا» هیچ مشکلی را جل نمی کند.

اگر خیلی اصرار دارید که دلیل تصمیم طرف مقابل را بدانید می‌توانید بعدا و مثلا در یک ای‌میل برایش بنویسید که به تصمیمش احترام می‌گذارید ولی می‌خواهید بدانید چرا فکر کرده که شما دو نفر مناسب همدیگر نیستید.

به دنبال جلب همدردی به سراغ شبکه‌های اجتماعی نروید.

وقتی در فیسبوک‌تان مثلا در مورد رد شدن درخواست ازدواج‌تان می‌نویسید بیشتر از اینکه کسانی به دنبال هم‌دردی با شما باشند، موضوع غیبت‌های دوستان و آشنایان خواهید شد. بهتر است به جای این کار به سراغ نزدیک‌ترین دوستان‌تان بروید و با آنها درددل کنید.

محترمانه بروید.

اگر کسی به شما «نه» گفت، حلقه و دسته‌ گل‌تان را بردارید و بروید. کاری نکنید که پشیمانی به بار بیاورد. دل شما شکسته است و شکستگی دل با داد و فریاد بر سر دیگری یا سرزنش خودتان خوب نمی‌شود. قبل از اینکه هر تصمیمی بگیرید، برای خودتان یک دور بنویسید این کار چه منافعی برایتان خواهد داشت و چه دردسرهایی ممکن است ایجاد کند.

«نه» شنیدن پایان دنیای شما نیست.

 

«عزیزم چه رنگی را دوست داری؟» این مهم‌ترین سوال زندگی نیست

دوشنبه, مرداد 19, 1394 Monday, August 10, 2015

ما برای ورود به دانشگاه در کنکور شرکت می‌کنیم و به صدها سوال جواب می‌دهیم اما وقتی قرار است برای ازدواج تصمیم بگیریم و دست به کاری بزنیم که همه زندگی آینده‌مان را تحت تاثیر قرار می‌دهد از روی سوال‌های مهم می‌پریم.

Wilkosz & Way/Corbis

مهم‌ترین سوال‌هایی که معمولا برای شروع یک رابطه عاطفی در نظر می‌گیریم این است که از چه رنگی خوشت میاد؟ یا چه غذایی دوست داری؟

واقعیت این است که قبل از بله گفتن یا حتی قبل از این که به سراغ کسی برویم و به او پیشنهاد ازدواج بدهیم باید به همه خطرهایی که گفتن همین یک کلمه و یک جمله برای ما ایجاد خواهد کرد فکر کنیم.

در دنیایی که ما زندگی می‌کنیم با این که طلاق پیش‌بینی شده اما بنا بر این است که ازدواج یک قرارداد دائمی زندگی است. آن هم با کسی که باید تا وقت پیری باقی زندگی‌تان را با او بگذرانید.

در مراسم عقد در کشورهای غربی، زوجین به همدیگر قول می‌دهند در غم و شادی و در سلامت و بیماری به پای هم بمانند. اما در دنیای واقعی چقدر به این سوگند و وعده می‌شود وفادار ماند؟

قبل از گفتن بله و شنیدن بله باید در مورد چند موضوع مهم به سوال‌های جدی پاسخ بدهید و از همسر آینده‌تان بخواهید که به این سوال‌ها جواب بدهد. 

بچه یا بچه‌ها

بچه‌ها مهم‌اند. حتی تصمیم درباره نبودن‌شان هم مهم است و باید از قبل درباره‌اش حرف زد. هر بچه‌ای می‌تواند بحران‌های زیادی به زندگی وارد کند. بنابراین درباره‌اش حرف بزنید و از طرف مقابل‌تان بپرسید:

چند تا بچه قرار است به دنیا بیاورید؟ دوست دارید بچه‌هایتان را چطور بار بیاورید؟ اگر یکی از بچه‌هایتان آن طور که شما دل‌تان می‌خواهد از آب درنیاید و ارزش‌های متفاوتی داشته باشد چه می‌کنید؟ اگر بچه‌تان دلش نخواهد به دانشگاه برود چی؟ چقدر بچه‌ها برای شما قابل تحمل‌اند؟ چقدر پول و زمان می‌توانید صرف فرزندان احتمالی‌تان بکنید؟ اصلا اگر بچه‌دار نشدید چی؟ حاضرید بچه‌ای را به فرزندخواندگی بپذیرید؟ در مورد مسائل بچه‌ها چطور تصمیم‌گیری می‌کنید؟

روزهای توفانی بحران

زندگی زناشویی تا ابد آرام و بدون موج نخواهد ماند. بحران‌ها حتی از قبل از بله گفتن و شنیدن به سراغ زندگی‌ شما می‌آیند و باید از قبل بدانید که قرار است با این بحران‌ها چه کنید.

از خودتان و همدیگر بپرسید که آیا حاضرید اگر بحرانی پیش آمد سراغ مشاور بروید؟ اگر بر سر موضوعی با یکدیگر و خانواده‌هایتان به توافق نرسید چه می‌کنید؟ از طرف‌تان بپرسید اگر بین من و خانواده‌ات اختلافی به وجود آمد طرف کی را می‌گیری؟ در مورد طلاق چی فکر می‌کنید؟ وقتی بحران پیش می‌آید ترجیح می‌دهید درباره‌اش حرف بزنید یا از کنارش بگذرید؟ اگر از نظر جنسی همدیگر را ارضا نکردید چی؟

ارزش‌ها و مسائل اخلاقی و فکری 

هر کدام از ما در خانواده‌های متفاوتی بزرگ شده‌ایم. خانواده‌هایی که فرهنگ‌های متفاوتی دارند و نظام ارزش‌های هر کدام با دیگری فرق می‌کند. در مورد این مسائل هم باید قبل از هر چیز فهرستی از سوال‌ها را پیش روی خودمان و طرف مقابل‌مان قرار بدهیم.

از خودمان و آن دیگری بپرسیم در مورد خیانت چه فکر می‌کنی و اصلا چه کاری را خیانت می‌دانی؟ آیا نگاه مذهبی خاصی به ازدواج داری؟ برایت خانواده مهم‌تر است یا کار؟ از نظر سیاسی چطور فکر می‌کنی؟ کی باید در مورد مسائل مهم خانواده تصمیم بگیرد؟ اگر کسی حرف بدی پشت سر من زد تو چه واکنشی نشان می‌دهی؟  به نظرت نقش یک همسر در زندگی خانوادگی چقدر باید باشد؟

اقتصاد مسائل اقتصادی

همین پولی که چرک کف دست است گاهی می‌تواند چنان زندگی مشترک را به بحران بکشاند که چاره‌ای به جز طلاق باقی نماند. برای همین باید از پیش به بحران‌های اقتصادی فکر کرد و به سوال‌هایی درباره وضع مالی خانواده در آینده جواب داد. 

درآمد خانواده از کجا قرار است تامین شود؟ هر کدام از ما چه سهمی در به دست آوردن این درآمدها داریم؟ آیا قرار است حساب مشترک داشته باشیم یا حساب‌های جدا؟ پول‌‌مان را صرف چه چیزهایی باید بکنیم و مهم‌ترین هزینه‌های زندگی‌مان چه چیزهایی هستند؟ مدیریت مالی خانه باید دست کی باشد؟ برای بازنشستگی‌مان چه فکری کرده‌ایم؟ اگر به مشکل مالی برخوردیم کی قرار است به فکر شغل دوم باشد؟ اگر کسی از اعضای خانواده بخواهد از ما پول قرض بگیرد چه باید بکنیم؟

تفریح و سرگرمی

واقعیت این است که آدم‌ها پول درمی‌آورند که زندگی کنند و قرار نیست زندگی کنند و فقط کار کنند. پس فکر کردن به موضوع تفریح و سرگرمی و سفر بخش مهمی از مسائل زندگی مشترک است. برای اینکه از علایق همدیگر سردربیاورید از هم سوال کنید: اصلا دوست داری سفر کنی؟ دوست داری سالی چند بار سفر کنی؟ تنهایی را ترجیح می‌دهی یا شلوغی را؟ نظرت در مورد اینکه من گاهی تنها با دوستانم به سفر بروم چیست؟ اگر قرار باشد به یک روز تعطیل عالی فکر کنی آن روز چه شکلی خواهد بود؟ اگر مرخصی بگیریم و هر کدام‌مان برنامه متفاوتی برای روزهای تعطیل‌مان داشته باشیم باید چکار کنیم؟

خانواده من خانواده تو

چه بخواهیم چه نخواهیم درست است که ما با یک نفر ازدواج می‌کنیم اما این یک نفر از خانواده‌ای می‌آید که هنوز اعضای آن برایش مهم‌اند. برای همین قبل از ازدواج باید در مورد شیوه رابطه با خانواده همدیگر صحبت کنیم و تصمیم بگیریم.

از همدیگر بپرسیم دوست داری چند وقت یک بار خانواده‌ات را ببینی؟ خانواده‌ات چند وقت یک بار به ما سر می‌زنند؟ در مورد خانواده من چی فکر می‌کنی و دلت می‌خواهد هر چند وقت یک‌بار به آنها سر بزنیم؟ در خانواده شما هیچ نوع بیماری ژنتیکی وجود دارد؟ اگر یکی از اعضای خانواده‌ات گفت که از من خوشت نمی‌آید چی؟ اگر پدر یا مادرت بیمار شدند کی قرار است از آنها مراقبت کند؟ آیا مشکلی با مراقبت از پدر و مادر همدیگر داریم؟

سلامت و مسائل پزشکی

واقع‌بین باشیم، ما همیشه سالم و سرحال نخواهیم بود. گاهی حتی پیش از آغاز زندگی مشترک تاریخچه‌ای از بیماری‌های مختلف داریم. باید درباره این مسائل با خودمان و شریک آینده زندگی‌مان روراست باشیم و درباره‌اش حرف بزنیم.

باید از طرف مقابل‌مان بپرسیم که مثلا آیا در خانواده شما کسی دچار بیماری خاصی هست؟ کسی در خانواده شما اعتیاد خاصی دارد؟ نظرت درباره مراقبت‌های روانی چیست؟ اگر من یک روز به خاطر سلامتم ناچار شوم رژیم غذایی‌ام را عوض کنم تو چه می‌کنی؟ نظرت چیست که با هم ورزش کنیم؟ دوست داری کجا زندگی کنی، شهر شلوغ یا روستای آرام؟

درباره رابطه

زمان بر روی آدم‌ها و رابطه‌هایشان تاثیر می‌گذارد. باید از پیش به این موضوع فکر کنیم که اگر روزی احساس‌مان تغییر کرد چه باید بکنیم.

خوب است از طرف‌مان بپرسیم اگر یک روز دیگر دوستم نداشتی چه کار می‌کنی؟ آرزوی حرفه‌ایت چیست؟ پنج سال دیگر در چنین روزی خودت را کجا می‌بینی؟ به نظرت بهترین راه حفظ عشق و علاقه در زندگی چیست؟

به نظرت اگر ازدواج کنیم زندگی‌مان چه تغییراتی خواهد کرد؟ به نظرت بهترین فایده ازدواج چیست؟ بدی‌های ازدواج چه چیزهایی هستند؟ سالگرد ازدواج برایت مهم‌ است؟ چیزی هست که بخواهی درباره‌اش با من حرف بزنی اما از حرف زدن بترسی؟ به چه چیز من اعتماد نداری؟ فکر می‌کنی عشق برای عبور از همه بحران‌ها کافی‌ است؟ حلقه ازدواج برای تو چه معنی‌هایی دارد؟

کارهای خانه

همین ظرف شستن معمولی، همین پخت و پز روزانه و همین بشور و بساب‌های روزمره گاهی می‌توانند چنان بحران‌هایی را در زندگی زناشویی ایجاد کنند که کار به طلاق بکشد برای همین بهتر است از قبل درباره‌اش حرف بزنیم و بپرسیم کی قرار است مسئول چی باشد.

تو ترجیح می‌دهی ظرف‌ها را بشویی یا لباس‌ها را؟ فرض کن بازنشسته شده‌ای خب حالا دلت می‌خواهد وقتت را چطور بگذرانی؟ در چه وعده‌های غذایی دوست داری با هم باشیم؟ غذایمان را از کجا تهیه کنیم؟ مواد غذایی را از کجا بخریم؟ کی باید آشپزی کند؟

این سوال‌ها شاید در نگاه اول ساده به نظر برسند اما جواب دادن به آنها و رسیدن به جواب روشن درباره آنها می‌تواند زندگی مشترک آینده شما را از خطرات و بحران‌های مهمی نجات بدهد.

به هر حال پیشگیری همیشه بهتر از طلاق است!

سایتی که برای «امر خیر» از طرف شما وکیل است

شنبه, مرداد 10, 1394 Saturday, August 01, 2015

در ایران سال‌ها است موسساتی تلاش می‌کنند برای حل مسئله ازدواج و افزایش سن ازدواج از اینترنت استفاده کنند و واسطه رابطه میان دخترها و پسرها شوند. سایت همسان‌گزینی یکی از اینهاست با این تفاوت که از حمایت دولتی برخوردار است.

طرح از سایت همسان‌گزینی

این روزها هر کسی در اطرافیانش زوج‌ یا زوج‌هایی را سراغ دارد که راه آشنایی‌شان اینترنت بوده است.

آنها جایی در اینترنت با هم شروع به خوش و بش کرده‌اند، کم کم با هم سر صحبت را باز کرده و چت کرده‌اند، بعد بیشتر با هم آشنا شده‌اند و کار به معاشرت در فضای غیرمجازی کشیده و عاقبت اگر در مورد رابطه جدی‌ بوده‌اند، کار به ازدواج کشیده است.

بخشی از این آشنایی‌ها از طریق سایت‌های موسوم به «دیتینگ» انجام می‌شود، جایی که افراد برای خودشان صفحه شخصی می‌سازند، مشخصات و علایق‌شان را می‌نویسند، از خودشان عکس منتشر می‌کنند و امیدوارند که کسی روی اسم‌شان کلیک کند.

درست است که سایت‌های «دیتینگ» یا سایت‌هایی که کارشان قرار و مدار برای رابطه است بعد از ظهور اینترنت، راه افتادند اما تاریخچه چنین آشنایی‌ها و رابطه‌هایی به دورانی می‌رسد که افراد در روزنامه‌ها آگهی ازدواج منتشر می‌کردند.

بوسه دات کام

اولین سایتی که برای برقراری آشنایی و رابطه بین کاربران اینترنت کارش را شروع کرد، kiss.com نام داشت و در سال ۱۹۹۵ کار خودش را آغاز کرد. این سایت این روزها دیگر در دسترس نیست اما  بعد از آن و در سال ۱۹۹۸ match.com کارش را شروع کرد که هنوز فعالیتش به صورت گسترده و در کشورهای مختلف جهان ادامه دارد.

این روزها میلیون‌ها وب‌سایت در سراسر جهان، حتی برای متخصصان در حوزه‌های مختلف، فضای آشنایی و رابطه فراهم می‌کنند.

گاهی کاربرد این سایت‌ها رابطه‌های یک شبه است و گاهی افراد به امید رابطه طولانی مدت در این وب‌سایت‌ها ثبت‌نام می‌کنند.

همسان‌گزینی

در ایران سال‌ها است موسساتی تلاش می‌کنند برای حل مسئله ازدواج و افزایش سن ازدواج از اینترنت استفاده کنند و واسطه رابطه میان دخترها و پسرها شوند.

در این موارد هدف دیگر رابطه محدود و یک شبه نیست بلکه صحبت از تشکیل خانواده و زندگی است.

به تازگی اما یک وب‌سایت تازه با حمایت دولتی کار خودش را آغاز کرده و شورای فرهنگ عمومی هم کار آن را تایید کرده است.

در این وب‌سایت که «هم‌سان‌گزینی» نام دارد و متعلق به موسسه «خانه امید جوانان» است، بخشی از روند کار به صورت آنلاین صورت می‌گیرد و پس از آن افراد لازم است برای مصاحبه حضوری و ارائه مدارک‌شان به دفتر موسسه مراجعه کنند.

حدود چهل روز از شروع کار رسمی سایت «همسان‌گزینی» می‌گذرد و زهره حسینی مدیر طرح ملی همسان گزینی به روزنامه شهروند گفته در این مدت ۱۵ هزار و پانصد نفر در این سایت ثبت‌نام کرده‌اند.

ثبت نام این تعداد در سایتی که قرار است فعلا خدماتش را به شهروندان تهرانی و ساکنان شهرستان‌های استان تهران عرضه کند، قابل توجه است هر چند مدیر این طرح می‌گوید بعضی از ثبت‌نام کنندگان صرفا از روی کنجکاوی اطلاعات‌ خودشان را وارد سایت کرده‌اند.

بسیاری از کسانی که نظرشان را در این سایت وارد کرده‌اند خواسته‌اند خدمات مشابهی برای شهرستان‌ها هم عرضه شود. یکی از کسانی که به صورت ناشناس برای این سایت پیغام گذاشته نوشته که «توی شهرستانم و نیاز به این سایت داریم. لطفارسیدگی کنید. من به شخصه نمی‌تونم برای ازدواجم کاری بکنم، به سایت‌های همسریابی که فراوون شدن نمی‌شه اعتماد کرد، لطفا از هر استانی یه واسطه پیدا کنید که ما هم بتونیم ثبت نام کنیم.»

برخی سوالات طرح همسان گزینی که باید ثبت نام کنندگان به آن پاسخ بله یا خیر بدهند:

در حال حاضر سیگار می‌کشم.

والدین من خویشاوند هستند.

از نظر بینایی نیازمند استفاده از عینک/لنز و مانند آن هستم.

خیلی اوقات شوخی‌های من موجب رنجش و دلخوری می شود.

از آراسته کردن چهره و ظاهر خودم (آرایش کردن) و کارهای مربوط به آن خوشم می آید.

در همین مدت اندک اما کسانی ظاهرا با کمک و مشورت مشاوران این سایت سروسامان هم گرفته‌اند و ازدواج هم کرده‌اند. مدیر این طرح می‌گوید صد و ده نفر تعداد کسانی است که از قرار با ثبت نام در این سایت موفق شده‌اند «هسمانی» برای خود برگزینند و پای سفره عقد بنشینند.

یک مرد هفتاد ساله و یک دختر ۲۰ ساله پیرترین و جوان ترین ثبت ناک کنندگان این سایت هستند و تعداد متولدین دهه شصت که به این سایت وارد شده‌اند از همه بیشتر است. این عجیب هم نیست چون متولدین این دهه حالا در سن و سال ازدواج‌اند.  زهره حسینی می‌گوید ما در این سایت دو خط قرمز داریم ازدواج موقت و ازدواج دوم. تنها بر ازدواج دایم و تک همسری تمرکز داریم.

به گفته خانم حسینی گاهی مدیران این سایت تقاضاهای غیرمعقولی هم دریافت می‌کنند از جمله این‌که برخی ثبت‌نام کننده‌ها می‌خواهند با کسانی در آمریکا آشنا شوند و از این طریق امکان اقامت در آن کشور را دریافت کنند.

اینجا هم گویا ظاهر حرف اول را می‌زند و به گفته مدیر این طرح پسرانی که در این سایت ثبت‌نام می‌کنند بیش از هر چیز ظاهر دختر برایشان اهمیت دارد. به گفته او «‌درصد قابل توجهی از مواردی که از طرف فرد یا خانواده‌اش رد می‌شود، ظاهر دختران است.»

کسانی که قصد دارند در این طرح شرکت کنند و به دنبال فرد همسانی برای زندگی مشترک هستند باید ابتدا مشخصات خود را از جمله نام، جنسیت، تلفن تماس خود را وارد کنند. در مرحله بعدی متقاضیان باید به فهرست ۲۵۰ تایی سوالات این طرح جواب بدهند.

سپس یک کد رهگیری در اختیار ثبت‌نام کننده قرار می‌گیرد که از طریق آن می‌تواند وضعیت تقاضای خود را دنبال کند.

این سوالات درباره وضعیت شغلی پدر، سیگاری بودن یا نبودن، وجود سابقه طلاق در خانواده، میزان تقید به سنت‌ها و رسم و رسوم، میزان دسترسی به مواد مخدر، میزان تقید به مسائل شرعی، میزان آشنایی فرد و اعضای خانواده با زبان‌های خارجی، وضعیت مسکن، سابقه ارتباط با جنس مخالف، وضعیت سلامت جسمی و احتمال معلولیت جسمی، حاکم بودن یا نبودن پدرسالاری در خانواده، سابقه زندگی در خارج از کشور، سابقه زندگی در مناطق مختلف آب و هوایی، میزان اهمیت دادن به آرایش و تنوع در لباس پوشیدن از جمله این ۲۵۰ سوال هستند.

در طراحی سوال‌ها تلاش شده است که امکان کنترل درستی پاسخ‌ها و به اصطلاح راستی آزمایی هم وجود داشته باشد.

این سایت تلاش می‌کند در شرایطی که فضاهای عمومی برای آشنایی و ارتباط دختر و پسرها محدود است، از ظرفیتی که فضای مجازی برای این کار فراهم کرده استفاده کند و به اصطلاح کاربرانی را که به امید رابطه با جنس مخالف سراغ اینترنت می‌آیند به مسیر «حلال» و هدایت شده ازدواج بکشاند.

 

تجربه روانشناس، پرونده یک خشونت عاطفی دردناک

سه شنبه, تير 23, 1394 Tuesday, July 14, 2015
Corbis

شرح حال بیمار

مریم، بیست و هفت ساله، برای رهایی از دل‌دردهای شدیدی که ۹ سال است از آن رنج می‌برد به مطب روانشناس مراجعه می‌کند. پیش از مراجعه به روانشناس، انواع آزمایش‌ها و تصویر برداری‌های تشخیصی برای یافتن علت دل‌دردهای مریم توسط متخصصان پزشکی انجام شده و هیچ علت جسمی‌ای که بتواند دردهای مداوم او را توضیح دهد به دست نیامده است.

۹ سال پیش، زمانی که مریم هجده ساله بود، پدرش او را به ازدواج یکی از کارکنان کارخانه‌اش درآورد. در سالی که به گفته مریم بیشتر دختران جوان خانواده پدری از طرف والدین‌شان وادار به ازدواج شدند.

پس ازاینکه یکی از دخترانِ خانواده پدری بدون رضایت خانواده با یکی از همکاران خود دوست شده و با او ازدواج کرده بود، ترسی در خانواده سنتی و متمول‌شان افتاده بود تا دختران‌شان را هرچه زودتر شوهر دهند و جلوی ازدواج‌هایِ «خودسرانه» آنها را بگیرند.

پدرِ مریم با تکیه به این جمله که «خواستگاری کردن به جا آوردن سنت پیامبر است» به خواستگاری یکی از کارکنان خود (محمد علی) رفته و به او پیشنهاد داده بود تا با دخترش ازدواج کند. مریم در دوران عقد متوجه می‌شود محمدعلی قصد ازدواج با دوست دخترش را داشته است ولی زمانی‌که پیشنهاد پدر مریم را با خانواده‌اش در میان می‌گذارد، خانواده‌اش او را به این ازدواج تشویق می‌کنند و می‌گویند «ازدواج با دوست دخترت تو را به هیچ جایی نخواهد رساند اما اگر با مریم ازدواج کنی وقتی پدرش سرش را زمین بگذارد تو روی گنج خواهی خوابید.»

از اولین ماه‌های ازدواج مریم و محمدعلی، بدبینی‌های محمدعلی شروع می‌شود به طوری که یک روز که مریم در خانه نبوده در تمام گوشه و کنار خانه، دوربین مخفی می‌گذارد تا وقتی مریم در خانه تنهاست بتواند رفتار او و یا حرف‌هایش را با دوستان و خانواده، چه تلفنی و چه حضوری، کنترل کند. بعد از ازدواج، محمدعلی از مریم می‌خواهد تا هنگام رابطه جنسی برایش داستانی خیالی تعریف کند.

مریم از انجام خواسته او سرباز می‌زند و به او می‌گوید نمی‌تواند درباره کاری که نکرده و نخواهد کرد داستان‌سرایی کند. اما محمدعلی دست از اصرار بر نمی‌دارد و همخوابی با مریم را مشروط به گفتن داستان تخیلی می‌کند.

او به مریم پیشنهاد می‌دهد که من داستان را می‌گویم و تو تکرار کن. بعد از چند ماه تهدید و درگیری، مریم به خواسته محمدعلی تن داده و هرچه را محمدعلی تعریف می‌کند، تکرار می‌کند. محمدعلی که همه حرف‌ها را ضبط می‌کرده، فایل صداهای مریم را به عنوان سندی بر هرزگی او برای پدر همسرش پخش می‌کند و به او می‌گوید «دختر تو هرزه بوده و به این دلیل از من برای دخترت خواستگاری کرده‌ای» و او را تهدید می‌کند که فایل‌های صوتی را عمومی می‌کند و آبرویش را می‌برد. 

پدر مریم بدون اینکه موضوع را با دخترش در میان بگذارد به خانه‌اش رفته و او را به شدت کتک می‌زند طوری که در بیمارستان بستری می‌شود.

پدرِ مریم تا مدت‌ها با او صحبت نمی‌کرده و حتی به پیام‌های مریم که از طریق مادرش به او داده می‌شده پاسخی نمی‌داده است.

مریم و محمدعلی یک فرزند دارند. محمدعلی در تمام این ۹ سال به مریم بدبین بوده است و تمام جزییات زندگی شخصی مریم را کنترل می‌کرده است. دل دردهای مریم از همان سالِ اول ازدواج شروع شده و در تمام سال‌هایِ گذشته رو به وخامت گذاشته است.

طلاق در خانواده سنتی و مذهبی مریم، ننگ به حساب می‌آید و علاوه بر آن محمدعلی تهدید کرده اگر مریم بخواهد طلاق بگیرد، فرزندشان را از او خواهد گرفت.

همچنین مریم استقلال مالی و شغلی ندارد چون محمدعلی در تمام دوران ازدواج به بهانه‌های مختلف از جمله رسیدگی به خانه و فرزند و ... مانع کار کردن او شده است. با وجود توصیه یک روانپزشک به مریم برای جدا شدن از همسرش، به دلایل ذکر شده مریم از همسرش طلاق نگرفته است.

وقتی دردهای روان به تن می‌زنند

جسمانی‌سازی به اختلالی گفته می‌شود که بیمار علایم جسمی (مانند سردرد، دردهای دستگاه گوارش، کمر درد، درد مفاصل ...) را در غیابِ توضیحِ پزشکی بروز می‌دهد و شدت علایم و شکایات به حدی است که منجر به افتِ عملکردِ عادی فرد شده و در زندگی روزمره‌اش ایجادِ اختلال می‌کند.

گرچه جسمانی‌سازی اختلالِ بسیار شایعی است، اما همچنان یکی از پیچیده‌ترین پدیده‌هایی است که کارکنانِ خدمات سلامت با آن مواجه می‌شوند.

دلایل اختلال جسمانی سازی، جسمی نبوده و ریشه در ذهن و فرهنگِ فرد دارد. تاریخِ این اختلال به هیستریا برمی‌گردد که چهارهزار سال پیش توسط مصریان شرح داده شده است. معمول‌ترین موارد شامل گزارشِ درد است آن هم در شرایطی که خبری از جراحت و آسیب جسمی در کار نیست.  

عواملِ مختلفی در ایجادِ اختلال جسمانی دخیل هستند که استرس یکی از مهم‌ترین آنهاست. شیوع این اختلال در بیمارانِ دارای اختلالات اضطرابی و افسردگی به طور چشمگیری بالا است. گرچه این اختلال در همه فرهنگ‌ها پیدا می‌شود، اما هرچه انگِ اختلالات روانی در یک جامعه‌ بالاتر باشد، تعداد افرادی که رنج روانی خود را با شکایاتِ جسمانی بروز می‌دهند بیشتر هستند. یکی دیگر از مواردی که همایندی بالایی با اختلالِ جسمانی‌سازی دارد تاریخچه سوء استفاده جسمی، جنسی، و عاطفی و آسیب روانی است.

مطالعات نشان داده‌اند افرادی که در کودکی و یا بزرگسالی مورد تنبیه جسمی، تعرض جنسی، و آسیب‌های روانی قرار گرفته‌اند نسبت به کسانی که که گزارشی از چنین آسیب‌هایی نداده‌اند با احتمالِ بالاتری از علایمِ جسمانی در غیابِ توضیح پزشکی رنج می‌برند.

تشخیص روان‌پزشک

برای مریم اختلال افسردگی تشخیص داده نشده است اما به همراه اختلال جسمانی سازی، اختلال اضطراب هم در او تشخیص داده می‌شود.

از آنجاکه اختلالِ جسمانی‌سازی او (دل‌دردهای شدید و ممتد بدون وجود هیچ توضیح پزشکی) همراه با تاریخچه خشونت فیزیکی (توسط پدر) و ادامه‌دار بودن خشونت عاطفی و جنسی (توسط همسر) است، و درحالی‌که (در حال حاضر) امکان ترکِ همسر و تغییرِ مکان زندگی برایش امکان‌پذیر نیست، در فرایند درمان، درمانگر باید تصمیم بگیرد که هدفِ اولیه درمان را روی کدام بخش بگذارد:

رابطه‌درمانی (که نیازمند حضور و مشارکت فعال همسر مریم خواهد بود.)

درمانِ آسیبِ روانی ناشی از خشونت فیزیکی و جنسی و عاطفی

اختلال‌های اضطرابی

اختلال جسمانی‌سازی

برای این منظور یکی از روش‌هایی که پیشنهاد می‌شود این است که یک ارزیابی جامع روانی که تاریخچه پزشکی فرد را هم شامل می‌شود صورت گیرد و در جمع بندیِ ارزیابی، از مریم پرسیده شود که کدام علایم بیشتر از همه برایش استرسزاست و از همه بیشتر به زندگی روزمره‌اش لطمه وارد کرده است.

پاسخ مریم به این سوال تعیین کننده تمرکزِ درمان خواهد بود. این به معنی نادیده گرفتن سایر اهدافِ درمانی نخواهد بود بلکه به معنی اولویت‌بندی در فرایندِ درمان است.

با درنظر گرفتن یک اصلِ ثابت که آن اصل کمک به توانمندکردن مریم برای ایستادن مقابل خشونت خواهد بود، درمان می‌تواند دامنه بسیار وسیعی داشته باشد، از رواندرمانی شناختی‌-رفتاری گرفته تا روان‌تحلیلگری.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

*این ماجرا واقعی است اما برای حفظ حریم شخصی بیمار اسامی در این متن مستعارند.

 

شروط ضمن عقد

دوشنبه, ارديبهشت 07, 1394 Monday, April 27, 2015
شروط ضمن عقد

عقدنامه دوشیزه مخدره ۱۲ ساله

پنجشنبه, فروردين 20, 1394 Thursday, April 09, 2015


براساس قراردادی که روی ورقه‌ای نخودی رنگ نوشته شده است دختری شاید ۹ ساله بی‌نام به عقد و نکاح و شاید هم مالکیت مردی در آمده است که حتی نامش هم در میان ورقه‌های کاغذ ناشناس مانده است چه برسد به رضایتش. 

تصویری از یک عقدنامه در سال ۱۳۲۵

نوشته‌های روی کاغذ این طور شروع می‌شود:‌با یاد خدا و صلوات بر پیغمبر خاتم (صلی‌الله) و خاندان گرامی او و با تاییدات ولی‌عصر (عجل‌الله تعالی فرجه) این کاغذ قراردادی است که میان طرفین جناب کربلایی رضاقلی گیوه‌دوز، پدر عروس محترم مکرمه از یک طرف و جناب حاج رضا بزازباشی، پدر داماد آقا جعفرعلی بزازباشی منعقد شده. مهریه قبول شده از این قرار است که: یک جلد کلام‌الله مجید، آینه یک جام، لاله یک زوج، لباس سه دست، یک عقیق پنج تن، یک شمایل مرتضی علی (علیه‌السلام) و ۱۰۰ تومان پول بر ذمه می‌باشد. خدا مبارک فرماید ان‌شاءالله؛ شوال ۱۳۲۹ قمری

براساس این قراداد که روی ورقه‌ای نخودی رنگ نوشته شده است دختری شاید ۹ ساله بی‌نام به عقد و نکاح و شاید هم مالکیت مردی در آمده است.

دختری که حتی نامش هم در میان ورقه‌های کاغذ ناشناس مانده است چه برسد به این که کسی بداند آیا به این وصلت راضی است یا می‌داند که چنین قراردادی او را از خانواده‌ای که وظیفه بدنیا آوردن و رساندن به سن ازدواج را داشته به خانواده‌ای می‌رود که بتواند در کنار کدبانوگری نیاز جنسی مردی را که قانون و شرع و عرف به او مجوز ازدواج‌های متعدد را داده است برآورده سازد.

این سرنوشت ناگزیر همه زنانی بود که در تاریخی نه چندان دور درست حوالی صد سال پیش در جامعه شهرنشین ایرانی از پستوخانه‌های تنگ خانه تا حرمسراهای آن چنانی شاهان می‌زیستند. زنانی که مجال دویدن برای سرنوشت خود را نداشتند.

سرنوشتی که تفاوت زیادی میان زنان طبقات متوسط و طبقات بالا نداشت و حتی اگر اخترالدوله دختر شاه هم بودی باید به فرمان پدر تاجدار به کابین عزیز السلطان می‌رفت و میان صبیه بودن تا کمینه و متعلقه بودن می چرخیدند.

در چنین جامعه‌ای زنان هیچ حقی در تعیین سرنوشت خود نداشتند و اگر شرطی هم برای زندگی آینده‌شان گذاشته می‌شد قراری بود که به قرارداد میان مردان اضافه می‌شد.

این رویه تا سال ۱۳۰۷ خورشیدی که قانون مدنی که بخشی از آن به حقوق خانواده اختصاص داشت برای همه زنان طبقات اجتماعی وجود داشت و با وجود تلاشی که زنان از مشروطه تا آغاز دوره پهلوی اول برای بدست آوردن حقوق اساسی چون حق آموزش و بالا بردن سن ازدواج داشتدند ادامه داشت.

البته قانون مدنی نیز بیشتر کلیاتی درباره زندگی اجتماعی زنان بود و هیچ شرط ضمن ازدواج و عقدی را برای زنان به همراه نداشت.

قانون مستقل حمایت از خانواده که حقوق بسیار اندکی را به زنان می‌بخشید در سال ۱۳۴۷ و چندین سال بعد از گرفتن حق رای و ورود زنان به عرصه قانون‌گذاری تصویب شد.

تا پیش از این بخصوص در دوره قاجاریه زنان حتی در روستاها و ایلات نیز بر سرنوشت خود حقی نداشتند و این مردان بودند که به آن‌ها می‌گفتند که چطور زندگی کنند.

هانری رنه دالمانی، گردشگر فرانسوی که ۱۸۹۹ و ۱۹۰۷ به ایران   که در اواخر دوره ناصری به ایران سفر کرده بود در کتابش می‌گوید:« زارعان نواحی شمالی برای برخوردار شدن از کار جسمی و ارزان زنان در ایام زراعت، به ازدواج موقت مبادرت می‌ورزیدند و پس از سپری شدن فصل برداشت محصول، بر اساس مدت قرارداد که شامل ایام برداشت محصول می شد از زنان جدا می شدند.»

در روستاها و ایلات زنان را برای استفاده از نیروی کار ارزان و فرزند آوری تربیت می‌کردند. سن ازدواج تا نیمه دوره پهلوی اول از۹ تا ۱۲ سال برای دختران بود. دختران از همان سنین کم برای زندگی زناشویی آماده می‌شدند.

دختری که سنش از ۱۲ بالاتر می‌رفت و خواستگاری نداشت باید به انواع دعاها و دلاله‌ها برای بخت گشایی متوسل می‌شد. تعدد زوجات در میان مردان رسمی عادی بود و کمتر زنی حتی اگر دختر یا خواهر شاه بود می‌توانست به آن اعتراض کند. البته در خانواده‌های متوسط بیشتر از یک زن معمول نبود. این هم نه به دلایل عرفی که به دلایل اقتصادی بود.