Enter keywords to search

Search form

وقتی‌ بچه‌ها می‌پرسند استارت رابطه را چطور بزنیم؟

سه شنبه, آذر 24, 1394 Tuesday, December 15, 2015

پدر و مادرها در دوران بچه‌داریشان باید به سوال‌های عجیب و غریب مختلفی جواب بدهند که از کودکی تا نوجوانی و حتی جوانی ادامه دارند.

یکی از این سوال‌ها که در دوران نوجوانی ممکن است والدین با آن روبرو شوند این است که من چطور استارت یک رابطه را بزنم یا به بیان دیگر من چه جوری دوست دختر یا دوست پسر پیدا کنم؟

Klaus Tiedge/Corbis

در درجه اول ما عادت نداشتیم اینطور سوال‌ها را از پدر و مادرمان بپرسیم. همیشه «برایمان پیش آمده بود.» الان که فکر می‌کنم می‌بنیم من هیچ وقت به اینکه چطور باید دوست پسر پیدا کنم فکر نکرده بودم. پسرهایی را در راه مدرسه به خانه می‌دیدم.

پسر ما چند ماه دیگر پانزده ساله می‌شود. من و پدرش سعی کردیم از همان زمان کودکی به عنوان عضوی از اعضای خانواده، و نه لزوما بچه ای که چیزی متوجه نیست، با او برخورد کنیم. ما سعی کردیم او را وارد زندگی خودمان کنیم، نه اینکه زندگی‌مان را بر محوریت او بسازیم.

از هفت سالگی هم با او در خصوص مسائل بلوغ پسران و دختران حرف زدیم. بر خلاف نظر دوستانمان که می‌گفتند اینطور تربیت، بچه را «پر رو» می‌کند،‌ شایان هرگز از آزادی که در خانه به او داده شده یا اطلاعات اضافه‌تری که از دوستانش در خصوص برخی مسائل بزرگسالان داشت سو استفاده نکرده (یا دست کم من چیزی نمی‌دانم.) اما اینکه چطور دوست دختر پیدا کند سوال تازه‌ای بود که من برای پاسخ دادن به آن آماده نبودم.

گفتم راستش من نمی دانم. چون من هیچ وقت دوست دختر پیدا نکردم . هر دو خندیدیم. گفتم اما می‌توانم بروم مطالعه کنم ببینم آیا چیز خاصی می‌شود پیدا کرد که هم به درد تو بخورد و هم به درد پدرت. باز هم با هم خندیدیم.

از همسرم پرسیدم تجربه تو در زمینه دوست دختر پیدا کردن از من بیشتر است. به نظرت چه جوابی باید به او بدهیم؟ جوابش این بود که زمان ما با زمان نوجوان‌های الان خیلی فرق دارد. درست هم می گفتد. زمان ما حتی تلفن‌های خانگی هم یک چیز لوکس به حساب می‌آمدند چه برسد به این همه ابزار و ادوات اینترنتی.

با همسرم در خصوص این حرف زدیم که پسرمان کجاها ممکن است دخترانی را ببیند که به آنها علاقه‌ مند شود. مهمانی‌های خانوادگی، کلاس زبانی که می‌رود یا حتی در کلاس پیانو هم گاهی همدرسانی از جنس مخالف دارد، اما در هر حال او ممکن است از این به بعد در هر جمعی با دخترانی رو به رو شود که از آنها خوششان بیاید. اینکه ما به دنبال این بگردیم که حالا ممکن است فرد مورد علاقه او کدام باشد، کمکی به پاسخ دادن به سوال او نمی‌کند.

مسئله مهم هورمون‌ها 

تا یکی دو روز بعد هم فرصتی دست نداد که با هم در مورد پاسخ سوالش حرف بزنیم. حس کردم ممکن است خجالت بکشد دوباره سوالش را بپرسد، این شد که یک روز وقتی از کلاس زبان بر میگشت گفتم بیا فلان جا که با هم یک ساندویچ بخوریم. حرف‌هایی که من به شایان زدم را می‌توانم اینطور خلاصه کنم.

در بدنت الان کلی هورمون مشغول فعالیت هستند. همه اینها برای بدن تو تازه است. اگر فکر می‌کنی هر روز داری عاشق یکی می‌شوی، این احتمال را بده که هورمون‌هایت دارند تمام عقل و قلبت را کنترل می‌کنند. پس در درجه اول حواست به این تغییرات باشد.

بعد هم اینکه با آنکه قرار نیست همان اول عشق زندگی‌ات را پیدا کنی، اما قرارهم نیست هر روز به یک دختر بگویی که از او خوشت می‌آید. اگر تصمیم گرفتی به کسی نزدیک شوی، کمی فرصت به خودت و او بده که همدیگر را بشناسید. یادت باشد که نه با خودت مسابقه داری نه با هیچ کس دیگری. قرار نیست از تعداد دوست دخترهایت یک فهرست پرافتخار درست کنی.

یادت باشد که باید به آدم‌ها احترام بگذاری. اگر جوابی را که دلت می خواهد نمی‌شنوی،‌ نه از خودت خیلی ناامید شو و نه به فرد مقابل بی احترامی کن. این نکته هم دوست دختر و پسر ندارد. باید به عنوان یک آدم محترم، به بقیه احترام بگذاری. از همین سن و سال.

اعتماد به نفس چیز قشنگی است و تا جایی که من می‌دانم دخترها از پسری که اعتماد به نفس دارند خوششان می‌آید، اما یادت باشد که این با غرور خیلی فرق دارد. تو باید دلیلی برای اعتماد به نفس داشته باشی. می‌دانی که خوب پیانو می‌زنی یا خوب شنا می‌کنی. اما آدم مغرور می‌تواند هیچ کدام از اینها را نداشته باشد و الکی مغرور باشد.

اگر از دختری خوشت آمد، برو عین همین را به اش بگو. برو با احترام بگو که اگر می‌شود شماره اش را به تو بدهد یا خودت شماره تلفنت را به او بده. اگر پرسید برای چه می‌خواهی بگو می‌خواهم برایت یک عکس قشنگ بفرستم یا یک چیز در این مایه‌ها. (به شایان گفتم این را دیگر خودت بهتر از من بلدی!)

 

چطور خیانت، از تابو به موضوعی روزمره تبدیل شد

دوشنبه, آذر 23, 1394 Monday, December 14, 2015

اگر زمانی  در جامعه ایرانی خیانت مردان امری عادی به حساب می‌آمد، امروزه تعداد زن‌هایی هم که به رابطه خود متعهد نمی‌مانند بیشتر شده است. در این شرایط هم قانون‌گذار و هم برنامه‌ریزان فرهنگی باید برای ترویج فرهنگ مبتنی بر احترام و برابری طلبی در خانواده برنامه ریزی کنند. 

Wavebreakmedia LTD/Wavebreak Media

واقعیت این است که امتیازات مردانه که چه از نظر فرهنگى و چه از نظر قانونی به مردان داده شده است، اعمال خیانت از طرف مردان را رایج‌تر می‌کند. مردان به دلائلی که موجه جلوه می‌کند، می‌توانند به همسرشان خیانت کنند: سرد مزاجی، بیماری و نازیبا بودن همسران معمولا رایج‌ترین و معقول‌ترین توجیه‌هایی است که مردان بدان متوسل می‌شوند.

از طرف دیگر مجاز بودن صیغه زنان که می‌تواند در محدود‌ترین زمان و به صورت بی‌شماری انجام شود، مردان متأهل را برای اعمال خیانت آزاد گذاشته است. تشویق چند زنی و اعطای قانونی آن به مردان بدون آنکه حتی همسر اول از آن مطلع باشد، شیوه دیگری است که خیانت کردن مردان را راحت‌تر می‌کند. 

از طرف دیگر نباید نباید تصور کرد که خیانت فقط از مردان سر می‌زند و زنان از آن مبرا هستند. اما خیانت زنان اولا همانند خیانت مردان امری قابل قبول و قابل چشم پوشی نیست. مجازات زنانی که خیانت می‌کنند معمولا چه از سوی شوهر و چه از سوی خانواده و اجتماع ناظر بر آن اغلب سنگین است و با طرد شدگی و‌گاه قتل زنان همراه است.

از سوی دیگر زنان اغلب دلائل دیگری برای روی آوردن به خیانت دارند. نادیده گرفته شدن، یکنواختی زندگی زناشویی و تحت خشونت خانگى قرار گرفتن از جمله این دلایل‌اند. 

گاه در میان نسل جوان‌تر و امروزی‌تر، گرایش‌های دیگری هم برای خیانت مطرح می‌شود. کمرنگ شدن ارزش‌های اجتماعی مثل وفاداری، صداقت و همراهی زوجین با هم، همچنین مقدس بودن خانواده می‌تواند گرایش به سمت خیانت را گسترش دهد. 

در عین حال ارزش‌های نظام مردسالارانه مبنی بر حق دادن به مردان و تشویق آنان برای خیانت، به همراهی سکوت و پذیرش زنان به خاطر حفظ زندگی و حمایت از بچه‌ها در حال فرو ریختن است. زنانی که خود را قربانی این ارزش‌ها می‌دانند، با روی آوردن به یک رابطه عاطفی دیگر می‌خواهند بی‌وفائی مردشان را جبران کنند و مفری پیدا کنند برای خود.

به عبارت دیگر الگوی رفتاری که بر مبنای آن، زنان مقصر خیانت شوهرانشان قلمداد می‌شدند و از ایشان می‌خواست که به «شوهرشان توجه و رسیدگی بیشتری کنند تا مهر مردان را به خود باز گردانند» امروزه دیگر چندان کارایی ندارد. 

نباید فراموش کرد که ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که هنوز تشکیل خانواده در آن بسیار اهمیت دارد. وهمزمان به هم ریختگى مرزهای اجتماعی، دوگانگى ارزش‌های خانوادگی و فشارهای اقتصادی و اجتماعی، بر همسرگزینی و ازدواج أحاطه دارد.

در چنین اوضاع بحرانی خانواده تازه تشکیل شده باید بتواند سلامت خود را حفظ کند. به عبارت دیگر شاید بتوان گفت بسیاری از خیانت‌ها معلول شرایط اجتماعی و سیاسی حاکم‌اند.

وقتی ساده زیستی و ازدواج در سن پایین از سوی مسئولین فرهنگى تبلیغ می‌شود ولی عملا شاهد عروسی‌های پر زرق وبرق، جهیزیه‌های سنگین ومهریه‌های طلایی هستیم، وقتی زندگی درونى‌مان (فضای خصوصی) با زندگی بیرونی‌مان (فضای عمومی) متفاوت است، وقتی بسیاری از دختران به خاطر فقر حاکم در درون خانواده پدری تن به ازدواج می‌دهند، وقتی آسیب‌های اجتماعی بسیاری جوانان را تهدید می‌کند، دیگر نمی‌توانیم از گسترش خیانت در زندگی زناشویی متعجب شویم.

خیانت معلول ازدواج نسجیده و انتخاب نادرست در شرایط نابسامان اجتماعی و اقتصادی و تداوم آن است. 

امروزه در مسابقه برای ازدواج آنچه کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، ارزش‌هایی است که صمیمیت، احترام و صداقت زوجین نسبت به یکدیگر را تقویت می‌کند. یعنی ارزش‌هایی که مبتنی بر برابری طلبی و اعتماد زوجین به یکدیگر است. 

بنابراین در سطح جامعه‌ای، اصلاح قوانین که امکان خیانت در مردان را تشویق می‌کند می‌بایست مورد توجه قانونگذار قرارگیرد و در برنامه ریزی کلان فرهنگی، دوگانگى ساختار فرهنگی دیده شود وبرای فرهنگ مبتنی بر احترام و برابری طلبی در خانواده برنامه ریزی شود. 

در سطح فردی آنچه امکان بروز خیانت را در زندگی زناشویی فراهم می‌کند عبارت است از:

١-عدم تعهد زوجین به یکدیگر، و مشروط کردن آن به شرایط. بنابراین تعهد زناشویی تا زمانی اعتبار دارد که دارایی و زیبایی و زندگی بدون مشکل وجود دارد. 

٢-دروغگویی و پنهان کاری، زن و شوهر با پنهان کردن منابع مالی تا دروغگویی درباره اینکه چرا دیر به خانه آمده‌اند، زمینه بی‌اعتمادی به یکدیگر را فراهم می‌کنند. 

٣- رابطه عاطفی بدون سکس، وقتی یکی از زوجین از زندگی زناشویی راضی و خوشحال نیست و ارتباط عاطفی محکمی با زوج دیگر ندارد، می‌تواند آنرا بیرون از خانه جستجو کند و این می‌تواند مقدمه‌ای برای خیانت باشد. 

۴-غائب بودن در شرایط سخت، حاضر نشدن و همراهی نکردن زوجین در شرایطی که واقعا به وجود همدیگر نیاز دارند می‌تواند روابط زناشویی را به سردی بکشاند. مثل وقتی که زن بیمار است و از شوهر انتظار دارد تا او را برای رفتن به مطب دکتر و بیمارستان همراهی کند. 

۵-نداشتن رابطه جنسی، زن و شوهرسالمی که با یکدیگر رابطه جنسی ندارند، آمادگى بیشتری برای خیانت دارند. 

۶-بی احترامی و بی‌انصافی، حتما نباید با الفاظ زشت نسبت به هم بی‌حرمتی کرد. حتی یک نگاه پراز تحقیر و رفتار کنترل کننده می‌تواند فاصله ایجاد کند. معمولا مردان با اعمال انواع خشونت سعی در کنترل و حفظ زنان دارند ولی این امر امروزه فقط خاص مردان نیست. زنان هم ممکن است با طرق ظریفتری مثل بد گویی و غیبت از مردان و ایجاد دسته بندی‌ها و باند‌های خانوادگی و دوستانه مردان را تحت فشار قرار دهند. 

٧-خودخواهی، یک زندگی زناشویی سالم‌گاه نیاز به بخشش و گذشتن از نیازهای خود و ارجعیت دادن به نیاز دیگری دارد. رابطه‌ای که در آن همواره یک نفر خود محور و دیگری همیشه دهنده است، نمی‌تواند پایدار و سالم باقی بماند. 
 

مدیریت رابطه‌‌های راه دور، دلباختگی با اختلاف ساعت

سه شنبه, آذر 10, 1394 Tuesday, December 01, 2015

در رابطه راه دور، نگاه و لمس در کار نیست و در نبود این دو عنصر، نوشته و تصویر، جای لمس و صفحه کامپیوتر یا موبایل جای نگاه را می‌گیرد. با تمام عکس‌ها و شکلک‌های موجود، ممکن است سو تفاهم‌های زیادی شکل بگیرد که اگر دو طرف کنار هم بودند اصلا بوجود نمی‌آید. اما چاره چیست؟

Milena Boniek/PhotoAlto/Corbis

این روزها دیگر کمتر کسی است که با اصطلاح رابطه از راه دور آشنا نباشد. نه تنها مهاجرت بسیار بیشتر از قبل اتفاق می‌افتد، بلکه انبوه کانال‌های ارتباطی از تلفن و اسکایپ و وایبر و تلگرام و فیس بوک و ...باعث شده که گاهی اصلا افراد ندیده دلباخته هم شوند و رابطه‌ را شکل دهند. رابطه‌ای که ویژگی‌ها، شیرینی‌ها و مشکلات خاص خودش را دارد.

از پس مشکلات بر آمدن در یک رابطه راه دور اگر چه خیلی سخت‌تر است، اما می‌تواند محکی بر کل رابطه و محکم‌تر کردن آن باشد.

در رابطه‌ای که هر دو فرد در یک مکان جغرافیایی حاضرند با بغل یا بوسه می‌توان به یک دعوا خاتمه بخشید. نگاه و لمس ابزار بسیار قوی هستند که ارتباط افراد را محکم‌تر می کنند. اما در رابطه راه دور این دو عنصر حضور ندارند،‌ بلکه نوشتار جای لمس و صفحه کامپیوتر یا موبایل جای نگاه را می‌گیرد. حتی با تمام عکس‌ها و شکلک‌های موجود در یک چت، نمی‌توان حس صدا را منتقل کرد و ممکن است سو تفاهم‌های زیادی شکل بگیرد که اگر دو طرف کنار هم بودند اصلا بوجود نمی‌آید. اما چاره چیست؟ مطمئنا ما می‌خواهیم کنار هم باشیم، اما به هر دلیلی این ممکن نیست. در این شرایط چه باید کرد؟

از آنچه داریم لذت ببریم

یادمان باشد که هیچ وقت همه چیز بر طبق روال نیست. می‌شود از وضعیت راه دور استفاده کرد که شخصیت مستقل خودمان را تقویت کنیم و این باعث شود که قدر حضور طرف دیگر در زندگی‌مان را بهتر بدانیم. در این صورت اوقاتی را که می‌توانیم با هم باشیم به بهترین وجه خواهیم گذراند. اگر می‌توانیم با هم به یک سفر مشترک برویم، لحظه‌ای از هم جدا نخواهیم شد. زمانی برای اتلاف وجود ندارد. چون مرتب در کنار هم نیستیم، از لحظات مشترک بیشترین بهره را خواهیم بود. برای آینده برنامه ریزی کنیم و نقشه بریزیم که دفعه بعد چه کارهایی خواهیم کرد.

در تماس مرتب بمانید، اما از خودتان غافل نشوید

در تماس مرتب ماندن به این معنا نیست که خودتان را کاملا از دنیای اطرافتان ایزوله کنید و تنها با کامپیوتر و موبایل زندگی کنید. یادتان باشد که عشاقی که کنار هم هستند خارج از رابطه زندگی کاری و اجتماعی دارند. آدم های اطرافتان را بشناسید، دوستان تازه پیدا کنید و به جاهای تازه بروید. همه اینها می‌تواند شما را برای صحبت بیشتر با هم به سر ذوق بیاورد. داستان‌هایی برای تعریف کردن خواهید داشت و به برنامه ریزی برای یک سفر هیجان انگیز با هم کمک کند.

راه‌های تازه‌ای برای ارتباط پیدا کنید

چت، پیامک، ویدو و...ابزار ارتباطی ما هستند. اما چه راه‌های تازه‌ای می‌شود پیدا کرد که رابطه راه دور را تازه نگاه داشت؟ ارسال کارت پستال یا کتاب؟ یک نامه با دست‌خط خودتان؟ ارسال یک شاخه گل؟ خلاق باشید و راه‌های تازه ای برای به شوق آوردن یارتان پیدا کنید.

منصف باشید

اگر از نظر زمانی با هم اختلاف ساعت دارید، حواستان باشد که نمی‌توانید از او بخواهید هر شب تا صبح بیدار بماند تا با شما صحبت کند. حتی اگر خودش بخواهد، باز هم باید حواستان به زندگی او هم باشد. اگر می‌گوید برو بخواب عزیزم، حق ندارید فردا اخم و تخم کنید که من می‌خواستم حرف بزنم اما تو رفتی خوابیدی.

حواستان باشد که وقتی کنار هم نیستید برای آخر هفته برنامه‌های متفاوتی ممکن است وجود داشته باشد. اگر او می‌خواهد یک جمعه با دوستان یا خانواده اش باشد، اما شما هیچ جا برای رفتن ندارید و در خانه نشسته اید، نباید از او انتظار داشته باشید که او هم در خانه بنشیند.

به طور کل اگر دیدید از چیزی ناراحت شده اید که دلیل اصلی اش دور بودن جغرافیایی شما از هم است قبل از عصبانی شدن دوباره فکر کنید.

مسئله اعتماد

اعتماد شاید بزرگترین چالش عشاقی باشد که از هم دور هستند. اگر چیزی آزارتان می‌دهد، بدون عقب نشینی و رفتار منفی داشتن،‌حرفتان را بزنید. اگر دوستی او با شخص خاصی آزارتان می‌دهد- حتی اگر دلیلی برای آن ندارید و خودتان هم فکر می کنید که احتمالا سو ظن اشتباه دارید- باز هم در مورد احساساتان با یارتان صحبت کنید. به او بگویید که چه چیزهایی اذیتتان می‌کند و چه انتظاراتی دارید. اعتماد در طول زمان ساخته یا خراب می‌شود. اما ابزار ساخت آن صحبت کردن است. صحبت رک و راست و مستقیم بدون حاشیه و کنایه.

با هم صادق باشید

اگر می‌بینید که این رابطه به جایی نمی‌رسد و هر چقدر هم شما دلتان بخواهد، آینده ای برای آن در کار نیست باید قدرت این را داشته باشید که واقعگرایانه به جریان نگاه کنید. اگر هدف شما در کنار هم بودن است و می‌بینید که این محقق نخواهد شد، شاید باید به رابطه دیگری فکر کنید. اما تمام این افکار را باید صادقانه با طرف دیگر رابطه در میان گذاشت. نمی‌شود یک طرفه تصمیم گرفت و عملی کرد. تصمیمی بگیرد که در آینده از آن پشیمان نشوید و بدانید که بهترین تصمیم در لحظه بوده است.

 

چطور یک رابطه را تمام کنیم

شنبه, مهر 25, 1394 Saturday, October 17, 2015

رابطه‌ها به دلایل مختلف پایان می‌یابند. ما در هر رابطه چیزهایی را به دست می‌آوریم و چیزهایی را از دست می‌دهیم. اما حرف زدن در خصوص اتمام رابطه و در اصطلاح «به هم زدن» یا «جدا شدن» کار راحتی نیست.

© Ragnar Schmuck/Corbis

رابطه‌ها به دلایل مختلف پایان می‌یابند. ما در هر رابطه چیزهایی را به دست می‌آوریم و چیزهایی را از دست می‌دهیم.

گاهی اوقات ممکن است به این نتیجه برسیم که چیزهایی که داریم از دست می‌دهیم بیشتر از چیزهایی هست که داریم بدست می‌آوریم یا با هم می‌سازیم. گاهی ممکن است فکر کنیم احتیاج داریم تنها باشیم یا برای یک رابطه آماده نیستیم.

ممکن است فکر کنیم به جای لذت بردن از حضور فرد دیگر در حال اذیت شدن هستیم. ممکن است خواست‌های جنسی‌مان به یک شکل یا اندازه نباشد و...دلایل زیادی برای اتمام یک رابطه وجود دارد و این دلایل برای هر فرد در هر رابطه فرق دارد.

اما حرف زدن در خصوص اتمام رابطه و در اصطلاح «به هم زدن» یا «جدا شدن» کار راحتی نیست. نه تنها کار راحتی نیست، بلکه گاهی اوقات آنقدر سخت می‌شود که افراد برای زمانی طولانی رابطه ناخوشایند را «تحمل» می‌کنند چرا که قادر به اتمام رابطه نیستند. در این مطلب چند پیشنهاد و راهکار در خصوص اتمام رابطه ارائه می شود.

در خصوص آنچه می‌خواهید بگوید قبلا فکر کنید. برای خودتان دلایل این تصمیم را مشخص کنید. حتی اگر نمی‌خواهید به او این دلایل یا همه این دلایل را بگوید مطمئن باشید که تصمیمات برای خودتان واضح است و می‌دانید که چرا این تصمیم را گرفتید. اگر لازم است این دلایل را در جایی بنویسید که اگر بعدا پشیمان شدید بتوانید به آنها نگاه کنید و یادتان بیاید که چرا این تصمیم را گرفتید.

جا و زمان مناسبی را انتخاب کنید. در هر حال این صحبت مطبوعی نخواهد بود و بهتر است هر دوی شما در فضا و حال مناسبی باشید. محل کار یا مهمانی با حضور افراد دیگر جای مناسبی برای صحبت در خصوص اتمام رابطه نیست. اگر از عکس العمل وی می‌ترسید (که آسیبی به شما یا به خودتان بزند) میتوانید یک مکان عمومی اما نه چندان شلوغ را انتخاب کنید.

رو در رو صحبت کنید. درست است که ایمیل، پیامک یا تلفن کار شما را راحت تر می‌کند، اما شما باید با این تصمیم رو در رو شوید. گفتن این حرف هر چقدر سخت باشد،‌ شما قرار است با عواقب آن کنار بیاید و اولین قدم این است که بتوانید با فرد حضوری صحبت کنید.

محترمانه صحبت کنید. هر چقدر هم که از دست او ناراحت باشید یا فکر کنید که رابطه تان را او خراب کرده، حالا دیگر قرار نیست چیزی درست شود. شما می‌خواهید به این رابطه پایان دهید. بنابراین کوچک کردن او یا بی احترامی به احساساتش تنها خاطره بدی از شما باقی خواهد گذاشت. لازم نیست بیش از حد مهربان یا متاسف هم به نظر برسید. سعی کنید خودتان باشید و حرفتان را صریح بزنید. صریح بودن به معنای بی احترامی نیست.

اگر می‌خواهید به او بگویید که «ما هنوز می‌توانیم دوستان هم باقی بمانیم» مطمئن باشید واقعا این چیزی است که می‌خواهید و قبلا راجع به آن فکر کرده‌اید. دوست بودن با کسی که با او رابطه عاطفی داشتید کار راحتی نیست. دلایلی باعث شده که شما دیگر نخواهید با این فرد در رابطه باشید. مطمئن باشید که این دلایل باعث نخواهد شد که دوستی شما هم خراب شود.

حتی اگر تصمیم گرفتید که با هم دوست باقی بمانید هم به خودتان و هم به او زمانی برای فاصله گرفتن از این رابطه بدهید. هم شما و هم او احتیاج دارید که زخم‌های این رابطه را درمان کنید تا بتوانید رابطه‌های دیگری را در آینده شروع کنید.

به دوستانتان- به خصوص دوستان مشترکتان- بگویید که رابطه تمام شده است. شما مجبور نیستید که برای کسی توضیح بدهید که چرا یا اینکه چه کسی رابطه را تمام کرده است. حتی اگر تصمیم گرفتید که با هم دوست بمانید و با دوستان مشترکتان رفت و آمد کنید، حواستان باشد که باید کمی زمان هم به خودتان و هم به دوستانتان بدهید. دوستانتان را در موقعیتی قرار ندهید که مجبور شوند بین شما دوتا یکی را انتخاب کنند.

اگر فکر می کنید که دیدن هر روز او در شبکه‌های اجتماعی مثل فیس بوک آزارتان می‌دهد با خودتان رو راست باشید. به این فکر نکنید که اگر در شبکه‌های اجتماعی دیگر با هم دوست نباشیم بقیه چه فکر می‌کنند. چیزی که مهم است این است که شما بتوانید از خاطرات بد فاصله بگیرید. اگر دیدید که خیلی سخت است که دیگر در فیس بوک دوست هم نباشید، چرا برای یک مدت فیس بوکتان را غیر فعال نمی‌کنید؟

پای تصمیمتان بایستید. روزها و شب های خیلی سختی را احتمالا در پیش خواهید داشت. اما اگر این رابطه به هر دلیلی برای شما کار نمی‌کرده، احتمالا تصمیم درستی برای اتمام آن گرفته اید و خود شما بهتر از هر کسی قاضی خودتان هستید. اگر فکر می کنید تصمیم عجولانه ای نگرفته اید و دلایلتان برای اتمام رابطه درست بوده، بدانید که با گذشت زمان حالتان بهتر خواهد شد و حس بهتری نسبت به خودتان و تصمیمتان خواهید داشت.

اخلاق رابطه جنسی

چهارشنبه, تير 24, 1394 Wednesday, July 15, 2015

تمایلات جنسی ما دارای این ظرفیت هستند که به یک نیروی قدرتمند و مثبت در زندگی تبدیل شود تا صمیمانه ترین رابطه مان لبریز از انرژی و عمق شود.

Jamie Grill/Tetra Images/Corbis

از لحظه تولد تا روز مرگ، همه ما موجوداتی جنسی هستیم. ما چه در رابطه جنسی با فرد دیگری باشیم یا نباشیم، می­توانیم احساس خوبی نسبت به بدن‌هایمان داشته باشیم، لذت‌­های جنسی را درک کرده و یاد بگیریم که چه چیزی ما را از نظر جنسی برمی‌­انگیزد. تمایلات جنسی ما دارای این ظرفیت هستند که به یک نیروی قدرتمند و مثبت در زندگی تبدیل شود تا صمیمانه ترین رابطه مان لبریز از انرژی و عمق شود.

رابطه جنسی یکی از زیباترین روابط  انسانی است و اگر قبول کنیم که امری است، کاملا طبیعی که بین دو فرد بالغ رخ می‌دهد می‌توانیم لذت آن را خیلی بیشتر کنیم.

ارتباط جنسی یک رفتار است اما پانتومیم نیست و باید برای برقراری آن از کلام و بیان استفاده کنیم و به طرف مقابلمان بگویم که این ارتباط برای ما به چه معناست، چه چیزهایی برای ما لذت بخش است و متعاقبا از او بخواهیم که برای ما از خودش و انتظاراتی که از رابطه جنسی اش دارد بگوید.

از طرفی ما نمی‌توانیم یک کلام یا رفتار را برای همه افراد به کار ببریم. روحیات و خواسته‌های جنسی افراد با هم متفاوت است. برای همین است که بنای رابطه جنسی سالم، مثل هر رابطه دیگری احتیاج به پیش زمینه‌هایی دارد. مهم‌ترین این پیش زمینه‌ها، امکان گفتگو در خصوص آن است. زن و مرد باید بتوانند- همانطور که در بقیه موارد زندگی مشترک با هم صحبت می‌کنند- در خصوص رابطه جنسی و خواسته‌هایش در این خصوص صحبت کنند.

ما برای مسائل ساده‌ای مثل «شام چی بخوریم؟» یا «برای رفتن به فلان آدرس از کدام خیابان برویم؟» صحبت و مشورت می‌کنیم، اما وقتی به مسئله مهم و حیاتی مثل امر جنسی می‌رسد، انتظار داریم بدون صحبت انجام و حل شود.

در یک رابطه سالم، زن و مرد می‌پذیرند که برآوردن نیازهای جنسی یک نیاز بشری است و همانطور که فرد گرسنه به غذا احتیاج دارد،‌ بدن زن و مرد بالغ و سالم نیز به رابطه جنسی نیاز دارد. برخلاف آنچه شایع است، میل جنسی مختص مردان نیست و زنان بالغ نیز برای زندگی سالم به رابطه جنسی نیاز دارند. درک این نیاز از سوی مردان- و زنان- کمک بزرگی به شکستن برخی تابوهای موجود در جامعه در خصوص رابطه جنسی است.

باید یاد بگیریم که از رابطه جنسی به عنوان سلاح استفاده نکنیم. این رابطه اسلحه‌ای در دست ما نیست که برای رسیدن به خواسته‌های خودمان از آن استفاده کنیم. این کار حتی اگر در کوتاه مدت مفید به نظر برسد، در طولانی مدت اثرات تخریبی زیادی بر روی زندگی مشترک خواهد گذاشت.

برای یک رابطه جنسی موفق باید اضطراب‌ها، تردیدها و ترس‌ها را کنار گذاشت. ترس از حاملگی،‌ انزال زودرس، پیری، ارضا نشدن زن، ..همه اینها با مشورت با پزشک قابل بررسی و حل است. بچه‌دار شدن راه نگاه داشتن هیچ کس در رابطه نیست. تقید به رابطه را نمی‌توان از طریق آوردن فرد دیگری به این دنیا تضمین کرد.

شروع رابطه جنسی ممکن است برای زنان ترسناک باشد چرا که افسانه‌های بسیاری در خصوص اولین رابطه جنسی وجود دارد. درد، خونریزی، ...کمک مردها در این مواقع می‌تواند بسیار حیاتی باشد. رابطه جنسی خوب مستلزم لذت بردن هر دو طرف است. اگر این لذت از ابتدا پایه‌گذاری شود می‌تواند به مرور مستحکم‌تر شود.

رابطه جنسی می‌تواند از راه‌های مختلف انجام شود. دو طرف می‌توانند با رضایت هم راه‌های مختلف را امتحان کنند. بدن هم را کشف کنند و نقاط لذت هم را بیابند. این بازی می‌تواند بسیار رضایت بخش و حتی از خود انزال هم بیشتر لذت بخش باشد.

بسیاری از ما که نوعی از آسیب روحی مربوط به مسائل جنسی یا احساسی را در زندگی‌­مان تجربه کرده­‌ایم، حتی در موقعیت‌­های امن هم ممکن است احساس ترس کنیم. احساس­‌های دشوار و گیج‌کننده می‌توانند در نتیجه آسیب‌­های روحی قبلی، حول صمیمیت­‌های جنسی ما حتی برای تمام طول زندگی ظهور کنند صحبت کردن درباره چنین آسیب روحی با یک شریک صمیمی می‌تواند دشوار باشد، با وجود این می‌تواند بخشی از فرآیند درمان باشد.

پاسخ شریک این رابطه می‌تواند کلیدی برای حساسیت و توانایی در مواجه با موضوعات مهم و ارتباط برقرار کردن بوده و با احسا‌‌س‌­های قوی مرتبط باشد. حساسیت شدید در مورد آسیب‌های جنسی گذشته، می‌تواند سدهای جدیدی در رابطه بسازد یا موجب ارتباط خوب و صمیمیت بیشتری شود.

معاشقه دو فرد را به طور کامل دربرمی‌گیرد. یک فرد به تنهایی تمام داستان نیست، با این حال می‌توانیم به کامل شدن در عین این‌که به یکدیگر مرتبط بوده و یکدیگر را دوست داریم برسیم. کامل شدن حتی پس از این‌که چیزی تمام شود، آسیب ببیند یا ناتمام بماند، قابل تحقق است.

آسیب‌­های گذشته در عین حال که می‌توانند ترس و موانعی برای صمیمیت ایجاد کنند، می‌توانند به ما اشتیاق را آموخته و این امکان را بدهند تا به روابطی با منطق و همدلی بیشتر نزدیک شویم، به دنبال روابط جدید یا تقویت روابط قدیمی‌مان باشیم یا نباشیم، می‌توانیم تجربه‌های قدیمی خود را(در عین این‌که تنش‌­هایی میان وابستگی و خودکفایی، صمیمیت و نیاز برای جدا ماندن در ما وجود دارد) با تجربه­‌های "اکنون" بیامیزیم.

 

این یک رابطه‌ طبیعی است یا «خاک‌توسری»


پنجشنبه, فروردين 20, 1394 Thursday, April 09, 2015

محمود گلزاری عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی گفته است تحقیقاتش نشان می‌دهد ۸۰ درصد دختران ایرانی، دوست پسر دارند.  

Photo by: Rob Melnychuk- Corbis

احتمالا درصد قابل توجهی از جوان‌های ایرانی که این روزها در سن و سال جوانی و باروری و شور و شوق جنسی هستند، سابقه طولانی در پنهان کردن یا انکار نیاز‌های جنسی‌شان دارند. خیلی‌ها با این فکر بزرگ شده اند که «این چیزها بد اند» یا «دختر/پسر خوب فکرش سراغ این چیز‌ها نمی‌رود.»

ما در جامعه‌ای بزرگ شدیم که اسم اعضای جنسی‌مان را فقط در زمان دعوا به عنوان فحش می‌شنویم و حتی اگر در عالم کودکی می‌خواستیم در موردش حرف بزنیم با این تشر که «زشته» مواجه می‌شدیم.

آموزش جنسی در مدارس جایی ندارد و به نوجوانانی که در اوج هیجان‌های روحی و جنسی هستند پیشنهاد می‌دهند تقوا پیشه کنند و «به این چیزها» فکر نکنند تا «به درس‌شان لطمه نخورد.»

واحد اجباری «تنظیم خانواده» در دانشگاه‌ها در توضیح این موضوع بود که مزایای کاهش جمعیت و راه‌های جلوگیری از بارداری چیست و درباره این‌که رابطه جنسی ممکن است چه مشکلاتی (از حاملگی تا امراض مقاربتی) برای‌ یک فرد بوجود بیاید حرف چندانی به میان نمی‌آمد.

بنابراین تعجبی ندارد اگر هنوز در بزرگ‌سالی هم نتوانسته باشیم با خودمان،‌ نیازهای جنسی‌مان و اعضای جنسی‌مان رابطه‌ای برقرار کنیم و در نهایت آن‌ها را به رسمیت بشناسیم. حالا لذت بردن که به جای خود‍!

شاید اگر به آن دوران برگردیم باید به معلم‌ها یا پدر و مادرهایمان که می‌گفتند «تقوا پیشه کنیم» یا «حواسمان به درسمان باشد» می‌گفتیم این‌طور که شما می‌گویید باید در برابر نیاز و تمایل‌مان به خوراک و آب هم «تقوا پیشه‌کنیم» و چیزی نخوریم که حواسمان پرت نشود. یعنی یک روزه بدون افطار و سحری!

واقعیت این است که همانطور که نوزاد از بدو تولدش به هوا و غذا - و البته سقفی برای حفاظت در برابر گرما و سرما- نیاز دارد، از یک سنی -که سن بلوغ است- انسان‌ها نیازهای جنسی پیدا می‌کنند. یعنی مغز به آدم‌ها دستور می‌دهد به «این چیزها»‌فکر کنند.

این که چرا جامعه، خانواده، مدرسه، فرهنگ (و مذهب)...از جوان‌ها می‌خواهند نیازهایشان را سرکوب کنند، دلایل تاریخی و فرهنگی زیادی دارد.

بحث کنترل، ترس از بارداری، ترس از امراض مقاربتی و ...می‌تواند برخی از این دلایل باشد، اما هیچ کدام این‌ها دلیل نمی‌شود که نیاز جنسی بعد از دوره بلوغ به رسمیت شناخته نشود یا «چیز» بدی به حساب بیاید.

به هر حال اگر مغز فرمان بدهد،‌ و بدن نیاز داشته باشد، آدم‌ها راهی برای برطرف کردن آن نیاز پیدا می‌کنند.

ممکن است احساس گناه کنیم، خودمان را سرزنش کنیم، یا در درجه‌های بالاتر، حتی سعی کنیم خودمان را از این دنیا حذف کنیم چرا که فکر می‌کنیم تاوان کاری که کردیم یعنی ارضای یک نیاز کاملا انسانی، امری حیوانی بوده و در خور چنان تنبیهی است. اما با این وجود ما کارمان را می‌کنیم.

نیاز جنسی و میل به برطرف کردن آن امری طبیعی است. از یک سنی، بدن شما شروع به ترشح هورمون‌هایی می‌کند که باعث بوجود آمدن این نیاز می‌شود.

امکان دارد برای سرنوشت شغلی آدم‌ها بهتر باشد در سال‌های دبیرستان همه حواس‌شان جمع کنکور باشد و اگر این هورمون‌ها نبودند شاید رتبه بهتری به دست می‌آوردیم اما این موضوع هم هست که اگر  گرسنه‌‌مان هم نمی‌شد کلی از مشغولیات ذهنی‌مان که حالا شام و ناهار چه بخوریم و پول غذا را از کجا تهیه کنیم و ..هم از بین می‌رفت.

پس بوجود آمدن این نیاز دست ما نیست و ما هم  می‌توانیم با آن مبارزه کنیم.

اینکه به این نیاز پاسخ دهیم یا نه، تصمیم شخصی افراد است. اما اگر می‌خواهیم آن را به رسمیت بشناسیم و به آن پاسخ دهیم، باید بدانیم که میل به رابطه جنسی بعد از بلوغ امری کاملا طبیعی و انسانی است.

انسان‌های سالم نیاز جنسی دارند و این حق انسانی و طبیعی آن‌هاست که به آن پاسخ دهند.

آموزش مسايل جنسی، چه بهداشت فیزیکی و چه آمادگی و سلامت روانی برای ایجاد و انجام آن، به ما کمک می‌کند که هم نهایت لذت را از این امر کاملا انسانی ببریم و هم با خطراتی که ممکن است یک رابطه جنسی ناسالم- چه از نظر فیزیکی و چه از نظر روانی- برای ما داشته باشد آشنا شویم و از آن‌ها اجتناب کنیم.