Enter keywords to search

Search form

فرد متجاوز خیلی وقت‌ها آشنا است، گاهی خیلی آشنا

جمعه, شهريور 27, 1394 Friday, September 18, 2015

هفته‌ای نیست که خبری در مورد تجاوز به زنان و دختران در گوشه و کنار جهان منتشر نشود. این موضوع باعث شده بسیاری حضور اجتماعی زن‌ها را باعث چنین حوادثی بدانند و مانع از بیرون رفتن آنها از خانه شوند. اما آیا خانه جای امنی برای دختران و زنان است؟

© Stringer/Xinhua Press/Corbis

پیش از این درباره فرزانه نوشتیم که به علت اضطراب و افت تحصیلی شدید در کنار میل زیاد به پرخوری و چاقی به روانشناس مراجعه کرده بود و مشخص شد پس از اینکه از سوی دایی‌اش مورد تجاوز قرار گرفته تلاش کرده است با پرخوری و چاقی کاری کند که دیگر برای او جذاب نباشد و مانع از ادامه تجاوزش شود.

هند یکی از کشورهایی است که گاه و بیگاه خبرهایی از تجاوز به زنان در آن منتشر می‌شود.

اکنون گروهی برای ارائه حمایت‌های اجتماعی و قانونی از قربانیان تجاوز در این کشور فعال شده‌اند و شعارشان این است که تعقیب تجاوزگران، عدالت است.

آنها در مجموع ۶۴۴ پرونده تجاوز و خشونت جنسی را که در فاصله سال‌های ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۵ به پلیس بمبئی ارجاع شده، بررسی و دنبال کرده‌اند و به اطلاعات قابل توجهی دست پیدا کرده‌اند.

این گزارش می‌گوید به جای محکوم کردن قربانی باید از او حمایت کرد.

بر اساس این گزارش از میان مواردی که این گروه بررسی کرده‌اند تنها در ۹ درصد پرونده‌ها، متجاوز، غریبه بوده و در ۹۱ درصد باقی مانده شخص متجاوز کسی از آشنایان فرد قربانی بوده است.

به گفته این گروه، این آمار به افسانه "متجاوز بودن غریبه‌ها" پایان می‌دهد و نشان می‌دهد اتفاقا متجاوزان نه در جاهای خلوت و تاریک بلکه با صورتی آشنا، به زنان تجاوز می‌کنند.

همیشه به کودکان آموزش داده می‌شود که بیرون از خانه مراقب غریبه‌ها باشند. غریبه‌هایی که ممکن است به آنها آسیب بزنند و به بدن آنها تجاوز کنند اما یافته‌های گروه می‌گوید خانه‌‌ها لزوما جای امنی نیست و بسیاری از متجاوزان از پوشش آشنایی و در معرض اتهام نبودن برای پنهان کردن نگاه تجاوزگرشان استفاده می‌کنند.

این گزارش می‌گوید ۹۱ درصد متجاوزان به زنان، آشنا بوده‌اند و در این میان ۶۰ درصد تجاوزها در خانه قربانی یا یکی از آشناها صورت گرفته است.

در ۱۴ مورد، محل تجاوز دفتر کار یا محل اجاره‌ایی بوده و در ۱۵ درصد در محل‌های عمومی تجاوز انجام شده است.

رد پای پدر و پدرخوانده

در ۴۶ درصد پرونده‌هایی که عامل آن یک آشنا بوده و این گروه بررسی کرده‌اند، عامل تجاوز پدر یا پدرخوانده فرد قربانی بوده است. این یعنی بیش از هفت درصد کل تجاوزها کار پدر یا پدرخوانده‌ها بوده است.

بر اساس یافته‌های این گزارش، آنچه که باید در موردش به دختران و زنان هشدار داده شود اصل تجاوز و وارد شدن به حریم خصوصی آنهاست نه ممانعت از ورود آنها به محل‌هایی که ممکن است مورد تجاوز قرار بگیرند. چرا که در بسیاری موارد محل تجاوز همان جایی است که آنها زندگی می‌کنند.

بر اساس این گزارش، سواستفاده جنسی در خانواده بسیار شایع‌تر از آمار و ارقامی است که ارائه می‌شود.

در اغلب موارد به خاطر آن که فرد متجاوز، پدر یا نان‌آور خانواده است در مقابل این رفتارش سکوت می‌شود. در بعضی موارد که به طور تصادفی گزارش شده‌اند این موضوع را باعث ننگ و آبروریزی دانسته و تحت فشار عقب‌نشینی کرده‌اند و آنهایی که بر احقاق حق‌شان پافشاری کرده‌اند از نظر امنیت مالی و اجتماعی هزینه‌های زیادی داده‌اند.

موسسه راحت در هند که کارش حمایت از قربانیان تجاوز است برنامه عملی برای خود تدارک دیده که شامل پنج بند است.

همکاران این موسسه باید در مقابل خبر تجاوز واکنش سریع نشان بدهند. به قربانی برای دسترسی به خدمات حمایتی  کمک کنند. از امنیت و آرامش قربانی و حمایت درست و قانونی پلیس، دادستان، قاضی و دیگران از او مطمئن شوند و برای اطلاع رسانی و آگاهی بخشی تلاش کنند. در عین حال به قربانی و خانواده اش در دادگاه برای سپری کردن مراحل قانونی کمک کنند.

دانشگاه مینه سوتا در آمریکا فهرستی از اعتقادات درست و اشتباه را درباره تجاوز منتشر کرده و از جمله نوشته است:

  • تجاوز، رابطه جنسی نیست.
  • این زنان نیستند که مردها را برای تجاوز تحریک می‌کنند.
  • یک راه روشن برای مقابله با موقعیت تجاوز وجود ندارد.
  • قربانی نباید سعی کند موضوع را فراموش کند.
  • متجاوزها همیشه از طبقات فقیر و مجرم نیستند.
  • در خانه‌ها هم تجاوز صورت می گیرد.
  • موارد تجاوز نادر نیستند. دور و برمان همیشه مواردی هست که نمی‌بینیم یا نمی‌دانیم.
  • شب‌ها و محل‌های تاریک لزوما جاهایی نیستند که تجاوز انجام می‌شود، بیشتر مواقع خانه قربانی محل تجاوز است.
  • سرو وضع‌ و لباس پوشیدن‌ زن‌ها نشانه‌ این نیست که دل‌شان می‌خواهد مورد تجاوز قرار بگیرند.  

 

تابو، مانعی بزرگ بر سرِ درمانِ آسیب‌های روانیِ قربانیان زنای با محارم

چهارشنبه, مرداد 14, 1394 Wednesday, August 05, 2015

این گزارش بر اساس مستندات مصاحبه یک بیمار با روانشناس تهیه و تنظیم شده است اما برای حفظ حریم شخصی بیمار اسامی در این متن مستعارند.

© 3photo/Corbis

شرح حال بیمار

فرزانه دختر بیست و چهار ساله‌­ای است که برای اضطراب‌ها و زود از کوره در رفتن‌هایش به روانشناس مراجعه کرده است. او طی دو سال گذشته پیشرفت چندانی در تحصیل و کارش نداشته و دایماَ با افکار خودکشی دست و پنجه نرم می‌کند.

همچنین او از دو سال پیش دچار پرخوری بیش از حد و اضافه وزن شدید بوده و با مادرش که تنها والد اوست روابط پر تنشی داشته است.

فرزانه دختری باهوش وعلاقه مند به ادبیات بوده و شعرهای زیادی در دوران نوجوانی و سال اول دانشگاهش سروده است. در نوزده سالگی در یکی از دانشگاه‌های معتبر ایران قبول شده و مشغول تحصیل می‌شود.

بعد از گذشت یکسال از تحصیلش در زمان اعتراضات پس از انتخابات ۸۸ به علت شرکت در یکی از اعتصاب‌های دانشجویی ستاره‌دار می‌شود و علی­رغم اینکه در آن زمان با گرفتن تعهد به عدم شرکت در هیچ کدام از فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی امکان ادامه تحصیلش وجود داشته است، مادرش او را  برای ادامه تحصیل به کشور دیگری می‌فرستد.

یک سال بعد از اقامت و تحصیل در کشور جدید، نرخ دلار چند برابر شده و خانواده‌­اش دیگر قادر به پرداخت هزینه‌­های تحصیل و زندگی‌­اش نبوده و او را به ایران برمی‌گردانند. فرزانه نیز که در طی آن یک سال انگیزه جدی برای درس خواندن نداشته، بیشتر وقتش را صرف کشفِ سبکِ زندگی جدیدش در آن کشور می­‌کند. معدل تحصیلی پایین او و تورم در نرخ دلار دلایلی است که مادرش برای برگرداندن او به ایران داشته است.

فرزانه در کشور جدید محل اقامتش با پسری به اسم نیما، که او هم در آن شهر دانشجو بوده، آشنا می‌شود و اولین رابطه عاطفی جدی زندگیش را تجربه می‌کند. برگرداندن او به ایران که به معنی جدا شدنش از نیما و از دست دادن سبکِ جدیدِ زندگی‌­اش (به گفته او تجربه آزادی و عشق) بوده به منبع تنش و دعواهای مداوم بین او و مادرش  تبدیل می‌شود.

فرزانه که در آن زمان بیست و یک سال داشته تلاش می‌کند راهی برای برگشت به کشوری که در آن دانشجو بوده پیدا کند تا بتواند رابطه با دوست پسرش را ادامه دهد؛ اما تلاش او بی نتیجه می­‌ماند. مادرش که رابطه او با نیما را علت اصلی بدخلقی‌­های فرزانه و دعواهای‌شان می­داند، تلفن فرزانه را ضبط کرده، رفت و آمدهایش را محدود و سعی می‌کند همه راه‌های ارتباطی او را با نیما کنترل کند.  

از دیدگاه روانشناختی، یکی از دلایلی که باعث می‌شود افراد دچار وسواس خوردن بشوند می‌تواند میلِ به از دست دادن جذابیت ظاهری‌شان باشد که اصولا به طور ناخودآگاه اتفاق می‌افتد. چرا که ظاهری که در غالب استاندارهای جامعه شان جذاب و یا زیبا به حساب نمی‌آید می‌تواند به فرد کمک کند تا کمتر موضوعِ پیشنهادهای جنسی قرار بگیرد. افرادی که تجربه جنسی منفی داشته و یا مورد سوء استفاده جنسی قرار گرفتند با احتمال بیشتری ممکن است دچار پرخوری بیمارگونه و اضافه وزن سریع شوند.

کارکردی که از دست دادن جذابیت ظاهری­ برای این افراد دارد، به نوعی می‌تواند کاهشِ احتمال دریافتِ پیشنهادهای عاطفی و جنسی­‌ای باشد که به نوبه خود می‌توانند منبع آسیب روانی برای آن فرد شوند. از آنجایی‌که تغییرات ظاهری فرزانه به طور ناگهانی در طی دو سال گذشته اتفاق افتاده است، جا داشته تا درمانگر روی ریشه‌های اضافه وزن و درگیری ذهنی­‌ای که فرزانه با اندام و مسائل جنسی‌اش دارد متمرکز شود. بعد از چندین جلسه روان‌درمانی و شکل گیری اعتماد بین درمانگر و مراجعه‌کننده، فرزانه از موضوع بسیار مهمی رازگشایی می‌کند:

مادر فرزانه که سعی در بستن کلیه راه‌های ارتباطی دخترش با دوست پسرش (نیما) را داشته است از برادر ۴۷ ساله خود (دایی محسن) می‌­خواهد که با خواهر زاده اش (فرزانه) صحبت کند و متقاعدش کند از نیما دست بکشد، در کنکور شرکت کند و در شهر محل زندگی‌شان به دانشگاه برود.

او همچنین از دایی فرزانه می‌خواهد در زمان‌هایی که خودش در خانه نیست مراقب باشد، دخترش از خانه بیرون نرود. اما اتفاقی که پشت درهای بسته آن خانه برای مدت بیش از یک سال می‌­افتد این است که دایی فرزانه ابتدا برای چند روزی موبایلش را در اختیار او قرار می‌­دهد تا با نیما تماس بگیرد و بعد کم کم اجازه تماس فرزانه با نیما را منوط به داشتن رابطه جنسی با فرزانه می‌کند و او را تهدید می‌کند که اگر نپذیرد و یا به کسی در این باره چیزی بگوید او انکار کرده و به برادر و مادر فرزانه خواهد گفت که فرزانه با دوست پسرش رابطه جنسی داشته و باکره نیست.

فرزانه از اینکه خانواده سنتی‌اش بفهمند با دوست پسرش رابطه جنسی داشته و باکره نیست و اینکه آنها فکر کنند به همین دلیل دارد به دایی اش تهمت می‌­زند ترسیده و به خواسته دایی‌­اش تن می‌­دهد.

دایی فرزانه برای مدت بیش از یک سال به او تجاوز کرده و از دو روش تهدید و محبت (روش‌های متداولی که متجاوزین برای حفظ قربانیشان از آن استفاده می‌­کنند) مانع فرزانه برای برملا کردن این موضوع می‌شود. از آن زمان پرخوری‌­های بیمارگونه فرزانه شروع شده به طوری که طی یک سال بالغ بر سی کیلوگرم به وزنش اضافه می‌شود. پرخاشگری، افسردگی، اضطراب و افکار خودکشی از جمله علایمی هستند که از آن زمان به بعد در فرزانه بوجود آمده است.

زنای با محارم، پیچیدگی‌­ها و پیامدهایش

زنای با محارم (incest)  یکی از پیچیده­‌ترین و پرجدل‌­ترین مباحثی است که روانشناسان، روانپزشکان و محققین با آن مواجه هستند. اگرچه تا پیش از دهه هفتاد میلادی بحثِ علمی در مورد قربانیان زنای با محارم چندان مطرح نبوده است، اما از اواسط دهه هفتاد میلادی، تحت تاثیر نوشته‌­های گروهی از محققینِ فمنیست و آسیب ­شناسان، زنای با محارم و آسیب‌های روانی مرتبط با آن مورد توجه متخصصین قرار گرفت.

این پدیده‌­ای است که محدود به هیچ فرهنگ، مذهب، و یا جامعه خاصی نیست و در نقاط مختلف دنیا اتفاق می‌افتد.

هر چند به علت تابو بودن این موضوع اصولاَ موارد آن چندان گزارش نشده و دسترسی به اطلاعات آماری در این زمینه در بسیاری از جوامع از جمله ایران امکان­‌پذیر نیست.

حتی در جوامعی مثل آمریکا شمالی که در سه دهه گذشته تلاشه‌ای زیادی برای تشویق قربانیان زنای با محارم به صحبت کردن در مورد این نوع از تجاوز و کمک خواهی از متخصصین شده، سیاستگزاران حوزه سلامت دلیل افزایش در گزارشات زنای محارم را به درمانگران نسبت داده و اینطور توضیح دادند که درمانگران با توجه کردن به این پدیده و مطرح کردن و یا سوال پرسیدن درباره احتمال زنای محارم منجر به ساخته شدن چنین تصویری در ذهن مراجعین خود شده ومتعاقباَ باعث بالا رفتن گزارش موارد آن شده اند.

این نوع حمله به درمانگران ـــ که از طرفی نشان‌­دهنده شدت تابو در به بحث گذاشتن، تحقیق، و درمان قربانیان زنای با محارم حتی در سطح تخصصی آن است ـــمی‌تواند بیانگر این باشد که چرا در بیشتر موارد وقتی خانواده ها با داستان فرد قربانی مواجه می‌شوند یا سکوت کرده و یا به طور کلی موضوع را انکار و فرد قربانی را مورد تهدید و تنبیه قرار می‌­دهند. رفتاری که در واقع مهمترین عامل بازدارنده کمک به قربانیان زنای با محارم و دورنگه داشتن­ این افراد از فرد متجاوز است.

فردی که عضو نزدیکی از خانواده است و همین امر حضور فیزیکی‌­اش به محل زندگی قربانی را تضمین می‌کند.

در بسیاری از موارد چه تعرض از طرف پدربزرگ، پدر، و یا برادر اتفاق افتاده باشد و چه از طرف دایی و عمو، والدین و به ویژه مادران خانواده افرادی هستند که ــ به علت تابوی اجتماعی و ترس از پیامدهای خانوادگی و قانونی­‌ای که مطرح شدن زنای با محارم می‌تواند به دنبال داشته باشد ــ مایل‌اند ماجرا را انکار و یا پنهان کنند و این باعث عمیق‌­تر شدن زخم‌های تجاوز بر ذهن قربانیِ آن می‌شود.

اثبات این مدل از تعرض جنسی برای قربانیان آن بسیار مشکل است و همین امر باعث تداوم آن می‌شود.

شرایط بسیار پیچیده­‌ای که از یک طرف با بیان آن فردِ قربانی ممکن است با تهدید، تنبیه، و حتی مرگ (قتل ناموسی) از طرف خانواده خود مواجه شود و از طرف دیگر با سکوت و پنهان کردنِ داستانِ تعرض فضا را برای متجاوز آماده نگه داشته است.

درمانِ آسیب‌­های روانی قربانیان زنای با محارم بدون همکاری و حمایت کامل اعضایِ خانواده آن فرد (بخصوص والدین) و بدون حمایت کامل قانونی که برای حفظ امنیت قربانی ضمانت اجرایی داشته باشد بسیار پیچیده و در بسیاری از موارد با پیش آگهی پایینی همراه است.

لازم به ذکر است که گرچه درموارد گزارش شده تعداد دختران قربانی زنای محارم به مراتب بالاتر از پسران است، قربانیان زنای با محارم تنها دختران نبوده و پسرها نیز ممکن است توسط محارم خود (مانند خواهر، خاله، عمه و ...) مورد تعرض جنسی قرار بگیرند.

برای اطلاعات بیشتر در مورد پیامدهای زنای با محارم می‌توانید به >> این مقاله <<  مراجعه کنید.