Enter keywords to search

Search form

روزگار کودکی در دوران باستان چطور بوده است

پنجشنبه, تير 04, 1394 Thursday, June 25, 2015

زندگی کودکان در ایران باستان چطور بوده است؟ آیا اصلا کودکی برای مردم آن دوران مهم بوده؟ چه نشانه‌هایی از کودکی در دوران باستان امروزه به دست ما رسیده است. تورج دریایی تاریخ‌نگار ایران باستان و استاد دانشگاه ارواین در کالیفرنیا به تازگی مقاله‌ای درباره کودکی در ایران باستان نوشته است. ما در پلاک پنج به سراغ او رفتیم تا جزییات بیشتری از این مطالعه او بدانیم.

شما در مطالعه خودتان راجع به نشانه‌هایی که در زمان باستان از کودکی هست صحبت کرده‌اید اما بیشتر این نشانه‌ها چنان‌که نوشته‌اید در متن است. آیا تصویری از کودکی در آن دوران داریم؟

در دنیای باستان و حتی تا همین چند قرن پیش کودکان مد نظر جوامع نبودند. در خود ایران هم این مشخصا نگاره یا بازمانده‌ای آنچنان از بچه‌ها وجود ندارد. شاید بشود گفت یکی دو سنگ نوشته که بچه‌ها را نشان می‌دهد و یک سکه که تصویر کودکی از خاندان سلطنتی بر آن ضرب شده تمام چیزی است که داریم. ما از اینکه بچه‌ها چطور زندگی می‌کردن اطلاع نداریم.

 در کدام آثاری که می‌گویید تصویری از کودک در آن دیده می‌شود؟

در دو نقطه ما تصویری از کودک می‌بینیم. یکی نقش رجب است (در حوالی تخت جمشید در استان فارس) که مربوط به قرن سوم میلادی می‌شود و دیگری هم نقش رستم (در همان منطقه) که به اواخر قرن سوم و اوایل قرن چهارم میلادی برمی‌گردد.

آن که در نقش رجب است به دوران اردشیر بابکان تعلق دارد و تصویر نقش رستم به دوره نرسه دیگر پادشاه ساسانی تعلق دارد.

روی یک سکه هم از دوران بهرام دوم به جا مانده تصویر فرزندش را می‌بینیم که در اینجا هم مسئله حقانیت حکومت است و نه کودکی.  

در متونی که از از دوران ایران باستان به جا مانده نگاه به کودکان چطور است؟

در این متون بچه‌دار شدن و فرزند داشتن بسیار مهم است اما درباره اینکه این فرزندان چه می‌کنند در تاریکی هستیم. اطلاعاتی که ما از ایران باستان داریم در مورد بسیاری مسائل به جز پادشاهان و سلطنت بسیار اندک است.

خوشبختانه یک متن پهلوی مربوط به اواخر دوران باستان به دست ما رسیده که در آن به بچه‌ها توصیه می‌شود چطور رفتار کنند.

در این متن خطاب به کودکان نوشته که وقتی بیدار می‌شوی صورتت را بشوی. حرف پدر و مادرت را گوش بده. در راه مدرسه به حیوان‌ها سنگ نزن. حرف معلم‌ها را گوش بده و نکاتی از این قبیل.

اینها نصیحت‌هایی است که در قرن اخیر هم تداوم داشته و حتی وقتی خود من به مدرسه می‌رفتم چنین چیزهایی به بچه‌ها می‌گفتند.

اینها بخشی از محتوای دو متن کوچک‌اند که به اسم خویشکاری ریدگان و خویشکاری کودکان در کنار هم در متون پهلوی آمده‌اند. منظور از ریدگان، نوجوانان هستند و کودکان کسانی هستند که کم سن و سال‌ترند.

اولین دوره‌ای که می‌توانیم متون و تصاویر روشن‌تری از کودکی در آن ببینیم چه دورانی است؟

یک متن به زبان پهلوی وجود دارد که به دوره ساسانی باز می‌گردد اما بیشتر این متون در قرن دوم و سوم هجری برای آخرین بار به کتابت درآمده‌اند.
در حکومت ساسانیان یک سنت نوشتاری قوی در فلات ایران ایجاد می‌شود و درباره هر نوع رفتار یک اندرزنامه به وجود می‌آید.

وجود این اندرزنامه‌ها را یا می‌توانید به حساب پیشرفته بودن جامعه بگذارید که در مورد هر مسئله‌ای متونی نوشته می‌شده است یا می‌توانید به حساب این بگذارید که جامعه‌ دچار خفقان بوده و حکومت می‌خواسته همه یکسان عمل کنند.

در این متون آیا مسئله جنسیت هم مطرح است؟ آیا تفاوتی بین دختر و پسر می‌بینیم؟

اصولا خانم‌ها مثل بسیاری سنت‌های قدیمی در اینجا هم زیاد مطرح نیستد. در این متون از ریدگ صحبت می‌شود که نوجوان پسر است و از کودک که باز هم جنسیتش روشن نیست اما من حدس می‌زنم که اینجا هم احتمالا منظور پسربچه است.

آیا متنی هست که مشخصا به دخترها اشاره کرده باشد؟

بله در متون قانونی در مورد دختران هم صحبت شده از جمله در این قوانین آمده که هنگام ازدواج دختر باید چند ساله باشد. سن ایده‌آل بلوغ برای دختر و پسر در این متون ۹ سال و ۱۵ سال است. حتی در متون زرتشتی آمده در آخرالزمان وقتی انسان‌ها دوباره برمی‌گردند تا اعمال‌شان قضاوت شود در همین سن ایده‌آل یعنی ۹ ساله و ۱۵ ساله برمی‌گردند.  

در جوامع باستانی معمولا مردم عمر زیادی نمی‌کردند و میانگین سن افراد سی تا چهل سال بوده و بر همین اساس این ۹ و ۱۵ سالگی مهم بوده‌اند.

شما گفتید اینها مواردی است که در متن‌های مذهبی آمده است. آیا متنی داریم که فارغ از اندرز و دستورها مثلا فقط درباره سرخوشی‌های کودکی باشد.

ما فهرستی از بازی‌هایی که در آن دوران وجود داشته داریم. این بازی‌ها البته در یک متن درباری مطرح می‌شوند ولی این که آیا کسی از کودکان هم اینها را بازی می‌کرده یا نه، معلوم نیست و سندی نداریم. اما اگر این بازی‌ها که اسم‌شان مانده وجود داشته‌اند حتما بچه‌ها هم از اینها بازی می‌کردند.

آیا در این متون مشخص است که فرم خانواده چطور است و رئیس خانواده کیست؟

در دنیایی که من از آن صحبت می‌کنم یعنی در فاصله سال ۲۰۰  تا ۸۰۰ میلادی در قوانین زرتشتی خیلی مشخص است که هر کدام از اعضای خانواده چه کارکرد مشخصی دارند و برای این که جامعه سالم باشد باید از این مقررات پیروی می‌کردند.

در این متن‌ها مسئولیت پدر غیر از کار این است که فرزند بیارود و اصلا هدف ازدواج و زناشویی همین باروری است.

ازدواج‌ها هم بر اساس قرارداد بوده و افراد می‌توانستند قراردادهای ازدواج یک ساله تا ده ساله داشته باشند.

حتی مبحث صیغه ممکن است به ایران باستان برگردد و به زمانی که همین قراردادهای موقت ازداج وجود داشته‌اند.  

در متن قرارداد ازدواج‌هایی که می‌گویید موقت‌ بوده‌اند چه بخش‌هایی از وظایف و حقوق زن و مرد مطرح شده است؟

در این متن‌ها مثلا آمده که در چه صورتی زن می‌تواند تقاضای طلاق کند. در صورتی که زن و شوهر وظایف‌شان را انجام ندهند طرف دیگر می‌تواند طلاق بگیرد.

و همین طور به انواع و اقسام ازدواج‌هایی که وجود دارد اشاره می‌شود.

 ما در دوره ایران باستان انواع و اقسام ازدواج داشته‌ایم؟

در ایران قدیم  چندین نوع قرار داد ازدواج داریم. یکی ازدواج اصلی که به آن ازدواج پادخشاهی می‌گویند.

اگر فرد بعد از ازدواج پادخشاهی بچه‌دار نشود می‌تواند از زنان نزدیک و خانواده با کسی ازدواج کند و فرزند‌دار شود و این ازدواج قرارداد موقت داشته و هدفش هم فرزندآوری بوده است.

عنوان ازدواج‌هایی که با قرارداد موقت انجام می‌شده ازدواج آیوگی بوده‌ است.

در نوع سوم مردها می‌توانسته‌اند برای فرزند دار شدن با زنانی دیگر غیر از زنان خانواده هم ازدواج کنند.

کلا همه تمرکز این مقررات بر این است که خانواده فرزند داشته باشد و ثروت در خانواده باقی بماند.

آیا هم زمان یک مرد می‌توانسته بیش از یک همسر داشته باشد؟

بله

به لحاظ اجتماعی این ازدواج چطور عمل می‌کرده؟

ما  فقط به متون قانونی دسترسی داریم که باید و نبایدها را می‌گوید اما نمی‌دانیم در زندگی واقعی چطور عمل می‌شده و واکنش جوامع به این قوانین چه بوده است.

آیا هیچ نشانه‌ای وجود دارد که مثلا در این جوامع به زنی که بچه‌دار نمی‌شده نگاه منفی وجود داشته است؟

نه واقعا این طور که پیداست در جامعه‌ این باور رایج بوده که همه طبیعتا فرزند‌دار نمی‌شوند و راه‌های فرزنددار شدن هم همین چند مورد است.

یادمان باشد گاهی سردمدار خانواده یک خانم است و شوهرش ممکن است مرده باشد و بر اساس این قوانین این خانم هم باید ازدواج کند و فرزند بیاورد و این فشار اجتماعی بر زن‌ها هم وجود داشته اما فشار اصلی بر روی مرد بوده و این وظیفه مرد بوده که فرزند‌دار شود.