Enter keywords to search

Search form

زن‌ها و بچه‌های صیغه‌ای تیغه‌ای در سینمای ایران


پنجشنبه, آذر 26, 1394 Thursday, December 17, 2015

یکی از جنجال‌های سینمای ایران، بر سر فیلم شوکران اتفاق افتاد. فیلمی که در آن دو قهرمان زن و مرد داستان (هدیه تهرانی و فریبرز عرب‌نیا) بر حسب تصادف با هم آشنا می‌شوند و به خاطر اعتقادات مذهبی مرد، رابطه‌شان به صیغه موقت ازدواج کشیده می‌شود.

مرد داستان در شهر دیگری زن و زندگی داشت اما پرستار جوانی در تهران دلش را برده بود.

نمایش این فیلم در سال ۱۳۷۷ خشم بسیاری از پرستاران را برانگیخت که حاضر نبودند آنچه «لکه ننگ» صیغه شدن می‌دانستند در حرفه خود بپذیرند.

بعدها فیلم‌های دیگری هم آمدند که همین رابطه در آنها جریان داشت و مردهای این قصه‌ها که در ابتدای رابطه می‌گفتند «همه دلخوشی من در زندگی تویی» وقتی پای تعهد و بچه به میان آمد، پایشان سست شد و حتی دست به جنایت زدند.

ازدواج موقت یا صیغه یکی از پر چالش‌ترین بحث‌های اجتماعی ایران در دهه‌های اخیر بوده است.

ازدواج موقت عقدی است به نام "صیغه" که بر اساس آن زن و مردی که قصد دارند با یکدیگر وارد رابطه جنسی شوند می‌توانند برای مدت زمانی مشخص، حتی کمتر از یک روز، با هم ازدواج کنند.

مذهب شیعه ازدواج موقت را تایید می‌کند و چنین ازدواج‌هایی در ایران صورت می‌گیرد اما آماری از آنها وجود ندارد.

موافقان ازدواج موقت، که عمدتا چهره‌های سیاسی هستند می‌گویند در صورت قانون‌مند شدن چنین ازدواج‌هایی، روابط دختر و پسر در جامعه، با نظارت خانواده و جامعه برقرار می‌شود اما مخالفان این شیوه را خرید و فروش رابطه جنسی در پوششی قانونی و شرعی می‌دانند که وجودش باعث گسترش فساد می‌شود.

از یک سو قوانین مدنی ایران در این مورد به گونه‌ای است که حمایت‌های حقوقی از زنان را در این رابطه بسیار محدود کرده است و از سوی دیگر جامعه حاضر نیست این چارچوب را برای «مشروعیت بخشیدن» به رابطه زن و مردی که بر اساس ایلام نامحرم هستند، بپذیرد.

آنچه در سینمای ایران رخ می‌دهد بازتاب تصویر جامعه‌ای است که یکی از مهم‌ترین مسائلش موضوع «مشروعیت» است. 

در سینمای خانوادگی، صیغه چنان که مسئولان گمان می‌کنند به کار قانونمند کردن رابطه دخترها و پسرهای جوان نمی‌آید بلکه مردهای متاهلی که زن و زندگی مستقلی دارند، برای ماجراجویی عاطفی، از این راه حل شرعی و قانونی استفاده می‌کنند.

جوانان هم حاضر نیستند چنین قاعده‌ای را برای مشروعیت بخشیدن به رابطه عرفی خود در قالب «دوست دختر و دوست پسر» بپذیرند.

در سینمای ایران، این مهندس محمود بصیرت و ابراهیم کیانی سیاست‌پیشه هستند که با وجود زن و زندگی از این روزنه قانونی و شرعی برای رسیدن به مقصودشان استفاده می‌کنند.

اما زن‌هایی که قرار است «مالک بدن‌شان» باشند در نهایت گاهی با تهدید و گاهی با زبان عاشقانه، به قیمت آسیب زدن به بدن‌شان از خیر فرزندی که از این رابطه به وجود آمده است می‌گذرند یا این‌که برخلاف تعهدی که پیش از این گرفته بودند، به تنهایی فرزندی را که جامعه، بر پیشانی‌اش برچسب، «بی پدر» می‌چسباند، بزرگ می‌کنند.