Enter keywords to search

Search form

تهدید و اقدام به خودکشی، فریادِ کمک خواهی است

سه شنبه, مهر 28, 1394 Tuesday, October 20, 2015
© Wavebreak Media Ltd./Corbis

شهره بچه آخر (یازدهم) یک خانواده سنتی مردسالار است که دوران کودکی و نوجوانی خود را در محیط خانوادگی سرشار از انواع درگیریهای کلامی و فیزیکی گذرانده است. در خانواده شهره پسرها ارزش و حقوق بسیار بیشتری از دخترها دارند و اصل آبرو و غیرت مانع برملا کردن بسیاری از خشونت‌هایی است که بر دخترهای خانواده روا داشته می‌شود.

وقتی شهره نوزده ساله بود مادرش سرطان می‌گیرد و چون می‌خواسته تا زنده است عروسی دخترش را ببیند، طی یک مراسم خواستگاری عجله ای شهره را شوهر می‌دهند.

وقتی شهره در سن سی و پنج سالگی با زندگی‌اش خداحافظی کرد، یک دختر چهارده ساله داشت.

در طی پانزده سال زندگی مشترک با همسری که به لحاظ فرهنگی، روحیه، سن، و ... تفاوت بسیار زیادی با این زن جوان داشت، هیچگاه رابطه عاطفی و جنسی رضایت بخشی را که لازمه یک ازدواج است با همسرش تجربه نکرده بود. اما به دلیل داشتن یک دختر، عدم ادامه تحصیل و نداشتن شغل، و مخالفت شدید خانواده اش با طلاق، او پانزده سال به این رابطه ادامه داد.

شهره با علایم افسردگی به روانپزشک معروفی در تهران مراجعه می‌کند. اما متاسفانه به دلیل اینکه روانپزشک او بیشتر از ده دقیقه برای هر مریض وقت نمی‌گذارد، قادر به فهم ریشه بیماری شهره نبوده و درمان درستی که برپایه مداخله همه جانبه زیستی-روانی-اجتماعی باشد به او ارایه نمی‌دهد. روانپزشک شهره به مدت شش ماه به او داروها مختلف می‌دهد و حال شهره روز به روز بدتر می‌شد.

در طول این مدت شهره افکار خودکشی داشته و چند بار با خوردن تعدادی قرص اقدام به خودکشی می‌کند. در واکنش به هربار اقدام به خودکشی او، همسرش می‌گوید که این کار را می‌کند تا جلب توجه کند و حرف خودش را پیش ببرد؛ و خانواده اش به جای تماس با اورژانس، به او شیر خورانده و در گلویش انگشت می‌کردند تا قرص‌ها را بالا بیاورد که مبادا کسی بفهمد او دست به خودکشی زده است. آنها نگران خوردن برچسب بیماری روانی بر پیشانی شهره و خانواده‌اش بودند.

اما در نهایت اتفاقی که می‌افتد این است: در آخرین اقدام به خودکشی شهره در اثر خوردن تعداد زیادی قرص دچار سکته قلبی می‌شود و در سن سی و پنج سالگی برای همیشه با زندگی خداحافظی می‌کند.

خودکشی شهره هیچ وقت به هیچ مرجع رسمی ای گزارش نمی‌شود. خانواده به همه می‌گویند که شهره سکته قلبی کرد چراکه همچنان خودکشی در آن خانواده (مثل بسیاری از فرهنگ‌های دیگر در گوشه و کنار دنیا) با انگ اجتماعی همراه است.

بیماری‌های روانی، خانواده، روانپزشک و استیگما

چند تذکر مهم:  

  • تحقیقات بسیار زیادی نشان داده‌اند که زنان به مراتب بیشتر از مردان دچار بیماری افسردگی می‌شوند. این تحقیقات همچنین تاکید کرده اند که تفاوت در شیوع بالای بیماری افسردگی در زنان به مواجهه بیشتر زنان با شرایط تبعیض آمیز، خشونت و نابرابری در فرصتهای اجتماعی نه فقط در ایران که در بیشترین نقاط دنیاست.
  • هیچ اقدام به خودکشی ای، ولو با ده تا قرص استامینوفن، برای خودنمایی و باج گیری نیست. تهدید و اقدام به خودکشی همان فریاد کمک خواهی است.
  •  اگر نمی‌توانید به فردی که دچار افکار خودکشی است کمک کنید، با جملاتی چون میل به خودنمایی کردن و یا نقش بازی کردن و ... به رنج آن فرد اضافه نکنید. تحقیقات بالینی نشان داده اند که این جملات تحریک کننده بوده و در بسیاری از موارد فردی که قصد خاتمه به زندگی خود نداشته برای اینکه ثابت کند که رنج و یا عصبانیتش به خاطر خودنمایی نیست، اقدام جدی به خودکشی کرده است.
  •  در سراسر دنیا آمار افرادی که چندی بعد از تهدید کلامی به خودکشی و یا اقدام به خودکشی جان خود را از دست داده اند بسیار بالاست. احتمال بالای خودکشی در این افراد منجر به این شده است که در کشورهای توسعه یافته هر اقدام به خودکشی ای، حتی در حد خوردن چند قرص، اورژانس روانپزشکی محسوب شده و مداخله درمانی جدی به دنبال داشته باشد.
  •  در بسیاری از کشورهای جهان، به علت ترس از انگ اجتماعی، آمار واقعی زنانی که در اثر خودکشی جان خود را از دست می‌دهند ناگفته می‌ماند.
  •  تحقیقات نشان داده‌اند که مداخله درمانی همه جانبه که در سه سطح  زیستی، روانی و اجتماعی ارایه داده شود به درمان افسردگی کمک کرده و همچنین آمار اقدام به خودکشی و خودکشی را کاهش می‌دهد.
  •  در ایران طبق مصوبه وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، هر روانپزشک موظف است حداقل ۳۰ دقیقه برای هر جلسه ویزیت بیمارش وقت بگذارد. ویزیت های کوتاه مدتی که بیمار در آن به درستی شنیده و درک نمی‌شود منجر به تشخیص و درمان غلط شده و به طور جدی زندگی بیماران را تهدید می‌کند.
  •   وظیفه بیماران است که در مراجعه به روانپزشک، به درمانگرشان یادآوری کنند که او طبق قانون موظف به صرف وقت کافی (حداقل ۳۰ دقیقه) برای بیمار است. بیماران و خانواده هایشان باید از روانپزشک بخواهند که تا زمانی که در مورد جوانب مختلف زندگی بیمار آگاهی پیدا نکرده است، صرفاَ بر اساس یک سری علایم تشخیص گذاری نکند.
  •  افراد باید بدانند که درمانگران موظف به ارایه درمان همه جانبه زیستی، روانی، و اجتماعی هستند و از مراجعه به روانپزشکانی که صرفاَ دارودرمانی می‌کنند خود داری کنند.